تبليغاتX
ماهواره میخوای بیا تو09352191554
شــــمـــــا بـــگــــیـــن چــــه کــــار کـــــنـــــم

هنوزم در پی اونم که میشه عاشقش باشم مثل دریای من باشه منم، چون قایقش باشم... هنوزم در پی اونم که عمری مرهمم باشه شریک خنده و شادی رفیق ماتمم باشه ... هنوزم در پی اونم که عشقش سادگیم باشه نگاهای پر از مهرش پناه خستگیم باشه ... میگن جوینده یابنده اس... ولی پاهای من خسته اس... من حتی با همین پاها... میرم تا حدی که جا هست... هنوزم در پی اونم که اشکامو روی گونم با اون دستای پر مهرش کنه پاک و بگه جونم نکن گریه منم، اینجام بذار دستاتو تو دستام تو احساس منو میخوای منم ای

 

سکوت نکرده ام که فراموشت کنم. نمی خواهم که از یادم بروی. اشک نمی ریزم تا لحظه های نبودنت را ابری کنم. تنها.............تنها لحظه های با تو بودن را مرور می کنم.......... و به تو می اندیشم در ابدیت لحظه ها.........!!!!!!!!!!!!!!!! نمی دانی چه غمگینم در این تاریکی شب ها چه بی تابانه دلگیرم نمی دانی که گاهی عاشقانه با خیالی در تب رویایی تو ارام می گیرم

من عشق را در تو

تو را در دل

دل را در موقع تپيدن

وتپيدن را به خاطر تو دوست دارم

من غم را در سکوت

سکوت را در شب

شب را در بستر

وبستر را برای اندیشیدن به خاطر تو دوست دارم

من بهار را به خاطر شکوفه هایش

زندگی را به خاطر زیبایی اش و زیباییش را به خاطر تو دوست دارم


2khmalha

باورم نمی شه دستات توی دست من نباشه

رو در دیوار خونه گرد تنهایی بپاشه

تــــــــــــــــــــــو همونی که میگفتی تو دنیا هیچکی مثل من پیدا نمیشه

تــــــــــــــــــــــو همونی که میگفتی قلبـــــــــــــــــــــــم مال تو باشه

واســــــــــــــــــــه همیشه

باورم نمیشه چشمات بره مال دیگرون شه

با غریبه آشنا شه با غریبه مهربــــــــــــــــــــــــــــــــون شه

تــــــــــــــــــــــو همونی که میگفتی تو دنیا هیچکی مثل من پیدا نمیشه

تــــــــــــــــــــــو همونی که میگفتی قلبـــــــــــــــــــــــم مال تو باشه

واســــــــــــــــــــه همیشه

 

 

تقدیم به عشقم


2khmalha

2khmalha

      2khmalha            2khmalha               2khmalha

یه دختر و پسر جوان سوار موتور...

دختر:یواش تر برو من می ترسم...

پسر:بگو دوست دارم...!

دختر:بابا خیلی دوست دارم...

پسر:منو محکم بگیر...

دختر:باشه فقط یواش برو...

پسر:کلاهه منو بردار اینطوری راحت ترم...

و دختر کلاه رو بر سر خودش گذاشت...

ناگهان...

روزنامه ی فردا...

بر اثر تصادف یکی از ۲ سرنشین موتور سیکلت جان سپرد...

وقتی پسر فهمید ترمز موتورش بریده با یک بهانه کلاه را بر

سر دختر گذاشت و رفت...تا...تا...عشقش زنده بماند...!!!

عشق نمی پرسه که تو کی هستی؟

                                       عشق فقط میگه تو مال من هستی.....

                عشق نمی پرسه اهل کجا یی؟

                                    فقط می پرسه تو قلب من زندگی می کنی.....

                عشق نمی پرسه که چه کار می کنی؟

                                 فقط میگه باعث میشی قلب من به ضربان بیفته.....

                عشق نمی پرسه چرا دور هستی؟

                                                   فقط میگه همیشه با من هستی.....

                عشق نمی پرسه کی دوستم داری؟

                                                       فقط میگه دوستت دارم!

ای دنیا!

این چه رسم صداقته

این چه دنیای پست و کثیفیه

افســــــــــــــــــــــــــــــــــــــــوس

که هنوز عاشقتم و دوســــــــت دارم

وگرنه دنیا رو با تمام نا مهربونی هاش

می ســـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــوزوندم.

 

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و یکم مرداد 1386ساعت 13:30  توسط عـــلــــی 09353830852 09352191554  | 

اگر روزي دشمن پيدا كردي، بدان در رسيدن به هدفت موفق بودي!

اگر روزي تهديدت كردند، بدان در برابرت ناتوانند! ا

گر روزي خيانت ديدي، بدان قيمتت بالاست! اگر روزي تركت كردند، بدان با تو بودن لياقت مي خواهد

 

شنبه: با نگاهی عاشقانه مست شدم

يكشنبه: به او گفتم گرفتارت شدم

دوشنبه: همچو ليلی عاشق صحرا شدم

سه شنبه: بی وفايی كرد و من گريان شدم

چهارشنبه: اسير هجرانش شدم

پنج شنبه: او رفت و من درعاشقی فانی شدم

جمعه: بی او تنها شدم و از تنهايی....

 

فرياد من سكوت كردن استابراز عشق من قهر كردن است.شادي من گريه كردن است..اما وقتي تو را ميبينم از شادي عشق مو با فرياد ابراز مي كنم

 

تلخی جدایی های موقت از تو آنچنان دردآور است که دل هوس مردن می کند. ولی همیشه به دلم نهیب می زنم برای مردن هم باید باشی. بی تو حتی مردن هم خنده دار می شود. دلم مثل همیشه هوایی ست. سراغ تو را از خاطرات خوب و دوست داشتنی روزهای قشنگ گذشته می گیرد

 

فکر مي کرديم عاشقي هم بچگيست... اما حيف اين تازه اول يک زندگيست... زندگي چيزيست شبيه يک حباب.. عشق آباديه زيبايي در سراب... فاصله با آرزو هاي ما چه کرد... کاش مي شد در عاشقي هم توبه کرد...!

 كارگاه طراحي قالب

 

در دفتر خاطراتم نوشتم: عشق زيباست معلم دفتر خاطراتم را ديد و گفت: اين هم يک رويا است گفتم: اي معلم از بهر چه اين را ميگويي؟ گفت: در داستان عشق عاشق هميشه تنهاس گفتم: پس چرا داستان ليلي و مجنون بر سر زبان هاست گفت: اين را که گويي فقط در افسانه هاست

 

زندگي 3 چيز است: اشكي كه خشك ميشود........ لبخندي كه محو ميشود..........و يادي كه در عالم فراموشي ميماند

 

خوبه ادم يكي را دوست داشته باشه نه به خاطر اينكه نيازش رو برطرف كنه نه به خاطر اينكه كس ديگري رو نداره نه به خاطر اينكه تنهاست و نه از روي اجبار بلكه به خاطر اينكه اون شخص ارزش دوست داشتن رو داره اگه من يكي از دوست هاي خوبت هستم، اين رو برام سند كن! يا اين پيغام رو براي همه دوست هاي خوبت بفرست . ببين چند تاش به خودت برمي گرده! اگه 7تاش بهت برگشت، بدون دوست داشتني هستي

 

جز من اگرت عاشق و شيداست بگو ور ميل دلت به جانب ماست بگو گر هيچ مرا در دل تو جاست بگو گر هست بگو نيست بگو راست بگو

 

فقط کسي معني دل تنگي را درک مي کند که طعم وابستگي را چشيده باشد پس هيچوقت به کسي وابسته نشو که سر انجام آن وابستگي دلتنگيست

 

چه كسي مي داند كه تو در پيله تنهايي خود تنهايي؟چه كسي مي داند كه تو در حسرت يك روزنه در فردايي؟پيله ات را بگشا تو به اندازه يك پروانه زيبايي

 

خــــــــدايــــــا! اگر صلاح تو بر من در سوختن من است ميسوزم ولي اگر غير از اين است و آنها مرا به اختيار خود ميسوزانند به همه آنها لعنت ميفرستم و اين لعنت را از ته قلب براي اجرا به تو تقديم ميکنم.... بازم ميگم.....خدايا شکرت....با همه سختي ها....با همه غم ها...با همه بغض ها

 

اي دوست دلت هميشه زندان من است

-آتشکدهء عشق تو از آن من است

آن روز که لحظهء وداع من و توست

آن شوم ترين لحظهء پايان من است

 

وقتي کوچيک بوديم دلمون بزرگ بود ولي حالا که بزرگ شديم بيشتر دلتنگيم

............کاش کوچيک مي مونديم تا حرفامون رو از نگاهمون بفهمن نه حالا که بزرگ شديم و فرياد هم که مي زنيم باز کسي حرفمون رو نميفهمه

 

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و یکم مرداد 1386ساعت 13:23  توسط عـــلــــی 09353830852 09352191554  | 

TinyPic image

دوستت داشتم

 

 يادت هست گفتم:دوستت دارم؟!!!

 

 و تو گفتي کوچکي براي دوست داشتن............

 

 رفتم تا بزرگ شوم........

 

 اما آنقدر بزرگ شدم که:

 

 يادم رفت

 

 دوستت داشتم

 

هرگز براي عاشق شدن، به دنبال باران و بهار و بابونه نباش. گاهي در انتهاي خارهاي يک کاکتوس به غنچه اي مي رسي که ماه را بر لبانت مي نشاند

آدم بايد توي عاشقي مثل سيگار باشه با اينکه مي دونه آخرش زير پا لهش مي کنن ولي تا آخرش مي سوزه

خدايا تو كه آدما رو انقدر دوست داري غم رو برا چي خلق كردي؟ خدا گفت : غم را به خاطر خودم آفريدم چون اين مخلوق من تا غمگين نباشه به ياد خالقش نمي افته

اشک هايم را بشمار...... اين آخرين باريست که اشک خواهم ريخت........... اشکهايم را.......آه هايم را....ناله هايم را....همه را بشمار..... از صداي قلب تو خيلي کمترند....خيلي کمتر..... اشکهايم را بشمار....صداي فرو افتادن آخرين اشک صداي آخرين قدم فرشته ي مرگ است... اشک هايم را...اشک هايم را بشمار... تنها يک قدم با من فاصله دارد...آخرين اشکم را نيز آرام نظاره کن

مرگ آن نيست که در قبر سياه دفن شوم مرگ آن است که از خاطر تو با همه ي خاطره ها محو شوم

ميدوني چقدر دوست دارم

کساني که مسئول مرگ من هستيد دوست دارم وقت مردنم چشمانم را باز بگذاريد تا همه بدانند چشم انتظار از اين دنيا رفتم دستانم را از تابوت بيرون بگذاريد تا همه بدانند دست خالي از اين دنيا رفتم مرا در تابوت سياه بگذاريد تا همه بدانند هرچه سياه بختي بود من کشيدم قالب يخي بر سر مزارم بگذاريد تا با اولين طلوع خورشيد به جاي يارم بر سر مزارم آب شود زيرا مي دانم او از مرگ من نيز با خبر نخواهد شد . . .

 

دوستت دارم چون تنهاترين ستاره زندگي مني... دوستت دارم چون تنهاترين مصراع شعرمني... دوستت دارم چون تنهاترين فکر تنهايي مني... دوستت دارم چون زيباترين لحظات زندگي مني... دوستت دارم چون زيباترين خاطرات مني... دوستت دارم چون زيباترين روياي مني... دوستت دارم به يک نگاه عشق مني... دوستت دارم چون نيمه ي مني... دوستت دارم چون عمرمني

 

تو شادم نه به اين خاطر كه با غم مانوس شده ام و به غم عادت كرده ام، با تو شادم فقط و فقط به اين خاطر كه با تو به شادي عادت كرده ام، اين روزها وقتي شادم نمي ترسم كه ممكن است در پس اين شادي غصه اي باشد، اين روزها وقتي ميخندم، وقتي ميرقصم، وقتي حرف ميزنم، وقتي هوار ميزنم براي حقم ،مطمئنم كه اتفاق تلخي نخواهد افتاد، اين روزها همه مي دانند كه كم من شيرين است، اين روزها با تو شادم و شيرين... شيرينيم مال تو كامت را با من شيرين كن نازنين دلبرم فداي قلب گرم و پر شاديت

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و یکم مرداد 1386ساعت 13:21  توسط عـــلــــی 09353830852 09352191554  | 

از روزگار دلم گرفته
از این تکرار دلم گرفته
دلم می خواد گریه کنم
بارون ببار دلم گرفته

برای گم کردن خویش
رها شدن از کم و بیش
برای در خود گم شدن
جدا از این مردم شدن

بهانه ی گریه می خوام
بهانه ی فریاد زدن
بیا تو باش ای مهربان
بهانه ی گریه ی من

از روزگار دلم گرفته
از این تکرار دلم گرفته
دلم می خواد گریه کنم
بارون ببار دلم گرفته

از من دیگه هیچی نمونده
یه قصه ام صد باره خونده
امروز هوا هوای گریه س
گونه هامو بارون پوشونده

ابر غمم بارون نمی شه
درد سکوت درمون نمی شه
بخون برام از پشت شیشه
درد سکوت درمون نمی شه

از روزگار دلم گرفته
از این تکرار دلم گرفته
دلم می خواد گریه کنم
بارون ببار دلم گرفته

توکه می گی دلت شده آخر غم وغصه ها

تو که می گی عشق و عاشقی پیدا می شه تو قصه ها

تو که می گی قسمت ما از عاشقی جدائیه

آسمون من وتو از ستاره خالیه

بی خیال باش عزیزم که زندگی دو روزه

 امون از عشقی که آدم بخواد به پاش بسوزه

اگه بین من وتو فاصله ها زیاده

طی می کنیم فاصله را با پاهای پیاده

اگه جاده عشق ما یه راه بن بسته

تو چشمون عاشق ما عکس غم نشسته

 

بدون که آخر خط من و تو می رسیم به هم

بی خیال باش بی خیال این همه غصه وغم

بی خیال باش

 

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و یکم مرداد 1386ساعت 2:21  توسط عـــلــــی 09353830852 09352191554  | 

بده دستات و به من

 

بده دستاتو به من تا باورم شه پيشمي
مي دونم خوب مي دوني، تو تار و پود و ريشمي

تو كه از دنيا گذشتي واسه يك خنده ي من
چرا من نگذرم از يه پوست و خون به اسم تن

تو خيالمم نبود دوباره عاشقي كنم
ممنونم اجازه دادي با تو زندگي كنم

نمي دونم چي بگم كه باورت شه جونمي
توي اين كابوس درد، روياي مهربونمي


مي دوني با تو، پرم از شعر و ستاره
مي دوني بي تو، لحظه حرمتي نداره
مي دوني در تو، اين خدا بوده
كه تونسته گل عشقو بكاره

وقتي حتي پيشمي، دلم برات تنگ مي شه باز
عشق تو، تو لحظه هام حادثه ساز و قصه ساز

به جون خودت كه بي تو از نفس هم سير مي شم
نمي دونم چي مي شه بدجوري گوشه گير مي شم

ممنونم كه بچه بازي هامو طاقت مي كني
هر چقدر بد مي شم اما تو نجابت مي كني

هر كجاي دنيا باشم با مني و در مني
نگران حال و روزم بيشتر از خود مني

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و یکم مرداد 1386ساعت 2:18  توسط عـــلــــی 09353830852 09352191554  | 

زندگی چیدن سیبی است که باید چید و رفت
زندگی تکرار پاییز است که باید دید و رفت
زندگی رودی است ، جاری ، هر که آمد
کوزه ای شادمان پر کرد و مشتی آب نوشید و رفت
قاصدک ، این کولی خانه به دوش
روزگار کوچه گردیهای خود را زندگی نامید و رفت

واقعا زندگي چيست؟

اگر خنده است چرا گريه ميكنيم ؟

اگر گريه است چرا خنده ميكنيم ؟

اگر مرگ است چرا زندگي مي كنيم ؟

اگر زندگي است چرا مي ميريم ؟

اگرعشق است چرا به آن نمي رسيم ؟

 

اگرعشق نيست چرا عاشقيم؟

 

كاش به جاي لبها، انديشه ام با تو سخن مي گفت، تا مي دانستي
وسعت ياسي رنگت چگونه
پوچي درونم را پر كرده است.
مي دانستي، چگونه دلتنگ لحظه هاي انتظارم و منتظر دلتنگيهاي لحظه ها.
و آن هنگام تو مرا به عظمت عشق پاكم، قديس مي شمردي.
شيريني كلامت، تلخي خنده هايم را مي گيرد.
اگر همه پنجره ها با من غريبه شوند، هراسي نيست: چشمهايت دريچه
اي رو به طلوع آرزوهايم
مي باشد.
و دستانت تنها مرهم زخمهاي خسته ام.
اي خوب مهربان
اي يگانه رويايي
در رجعت نوراني خورشيد
                                       با من بمان...

 

این روزها ای گلکم
خیلی بهونه گیر شدی
نکنه میخوای بگی
ازمن دیگه توسیرشدی
توخودت خوب میدونی
که من چقدردوست دارم
اگه تنهام بذاری
به خدا کم میارم
تومثل نورامیدی
توی زندگی من
که اگه بری میمیره
بعد تواین روح وتن
مگه توقول ندادی
همیشه بامن بمونی
پس چرامن روزمین و
تو روی آسمونی
گلکم داروندارمن تویی
توخودت اینوکه بهتر میدونی
اما ازوقتی که اینوفهمیدی
پرکشیده ازنگات مهربونی  مهربونی...

ای عشق من کجایی

اگر کسی را دوست داری مواظب باش به راحتی  او را ار دست ندهی شاید نتوانی کسی را دیگر مثل او دوست بداری  

اگر کسی تو را دوست دارد  مراقب باش بی تفاوت از کنارش عبور نکنی شاید دیگرهیچ کس نتواندمثل او تو را دوست داشته باشد

   

تو کجایی تا ببینی لحظه هام بی تومیمیرن

نم نم چشمام چه ساده بارونو از سر میگیرن

کوله بارم خستگی بود اینو تو خوب میدونستی

گفتی تا ابد میمونی اما افسوس نتونستی

به خدا داشتم میرفتم خیلی پیش از رفتن تو

تو بودی گفتی بمونم توی قاب هوس تو

حالا حتی یاد مهرت زده قلبمو شکسته

عشق به اون روزهای رفته پر پروازمو بسته

کاشکی چشماتو نداشتم هرم داغ دستای تو

دل من تنها میمونه بی عبور نفس تو

من چه ساده چه خیالی دلمو بهت سپردم

میدونستی نمیمونی پس چرا خواستی بمونم؟

چرا اشکامو ندیدی ندیدی دارم میمیرم

مگه تو نگفته بودی من دوباره جون بگیرم ؟

دیگه تو نیستی ببینی غم واسم شده عبادت

میدونم بی تو میمیرم اما خوب سفر سلامت

نفسم بی تو میگیره من بازم تنها میمونم

اما برنگرد دوباره نمیخوام با تو بمونم

عشقی که با خون شروع شود

تو را در دل

دل را در موقع تپیدن

وتپیدن را به خاطر تو دوست دارم

من غم را در سکوت

سکوت را در شب

شب را در بستر

وبستر را برای اندیشیدن به خاطر تو دوست دارم

من بهار را به خاطر شکوفه هایش

زندگی را به خاطر زیبایی اش و زیباییش را به خاطر تو دوست دارم

به کجا میروی؟
                                         صبر کن
                                      صبر کن عشق زمین گیر شود بعد برو
                                        یا دل از دیدن تو سیر شود بعد برو
                                        ای کبوتر به کجا ؟ قدر دگر صبر بکن
                                          آسمان پای پرت پیر شود بعد برو
                                         تو اگر گریه کنی بغض منم میشکند
                                            خنده کن عشق غم انگیز شود
                                          بعد برو
                                          یک نفر حسرت لبخند تو را میبارد
                                              صبر کن گریه به زنجیر شود
                                           بعد برو
                                         خواب دیدی شبی از راه سوارت آمد
           
      باش، باش ای نازنین ،باش ای مهربان خواب تو تعبیر شود بعد برو

 

قصه اينجوري شروع شد.. من وچشمات و ترانه


 

تو رو خواستن تا هميشه..... گريه و اشک شبانه


 

تو مي دوني تا هميشه.....  من به ياد تو مي مونم


 

هرچي که ترانه دارم ..واسه ي چشات مي خونم


 

واسه داشتن دستات.... لحظه هام پر از بهونه اس


 

ديدن صورت ماهت....... ...يه خيال عاشقانه اس


 

بي تو من هيچي ندارم.. پيش چشمات کم مي يارم


 

اگه تو بخواي مي ميرم جون به دستات مي سپارم


 

لحظه ها مو با حضورت ..عاشق وترانه خون کن


 

با نگاه پاک و معصوم........  دل سردمونشون کن


 

تو مثه اب و نفس باش.... واسه اين عاشق مجنون


 

رو تن اين خاک تشنه........ تو ببار هميشه بارون

 

 اهمیّت روز جمعه        

 در

                                         روایات و احادیث

       قال الامام باقر(علیه السلام):

 

 

 

ما من شئ یُعبد اللهُ به یومَ الجمعهِ اَحَبُّ مِنَ الصّلواتِ علی محمدٍ و آل محمدٍ
(هیچ عبادتی نزد من بهتر از صلوات بر

 محمد و آل محمد در روز جمعه نیست)

                                                بحار الانوار ج 86 ص 268

 


اگر شدم عاشق تو نذار كه بي تاب بمونم

   

      لالايي شبام تويي نذار كه بي تاب بمونم

 

دارم برات شعر مي خونم شايد به يادم بموني

    

فقط يك چيز ازت مي خوام هميشه عاشق بموني

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و یکم مرداد 1386ساعت 2:11  توسط عـــلــــی 09353830852 09352191554  | 

ای شب از رویای تو رنگین شده


سینه از عطر تو هم سنگین شده


ای به روی چشم من گسترده خویش


شادیم بخشیده از اندوه بیش


همچو بارانی كه شوید جسم خاك


هستی ام ز آلودگی ها کرده پاک


ای طپش های تن سوزان من


آتشی در سایه مژگان من


ای مرا با شور شعر آمیخته


این همه آتش به شعرم ریخته


چون تب عشقم چنین افروختی


لاجرم شعرم به آتش سوختی


ای دو چشمانت چمنزاران من


داغ چشمت خورده بر چشمان من


بیش از اینت گر كه در خود داشتم


هر كسی را تو نمی انگاشتم

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و یکم مرداد 1386ساعت 2:0  توسط عـــلــــی 09353830852 09352191554  | 

شاید بتوانم در وادی عشق کلبه ای رنگین تر از رنگ بال پروانه ها بسازم . پنجره اش را باز کنم تا بشود مأمن امنی برای پروانه های عاشق . شمع وجود را بر طاقچه ی مهر روشن کنم تا پروانه ، راز عاشق شدنش را برایم بگوید ومن بی ریای بی ریا در سوز دل او اشک حسرت بریزم . دل را  با فرش عاطفه مفروش کنم ، و دیوانگان بی مهر را در آن مهر و یکرنگی بیاموزم اما نه...

 

می خواهم به غول تنهایی بگویم که دیگر در مدار زندگی کسی را ندارم که از عشق به پروانه بگویم و نه کسی که برایش از محبت و بودن بسرایم . می خواهم مقابل پنجره خزه ای بکارم تا ظالمانه پروانه ها را برایم شکار کند برکه ای بسازم ودر آن مرغابیان بی مهری پرورش دهم . می خواهم نهال بی توجهی را از نو بکارم و آن را با نا امیدی آبیاری کنم می خواهم از کینه برای پروانه ها سخن بگویم و به آنها بگویم که از شما بیزارم . از شما که بالهایتان را به قیمت عشق دروغین فروختید. از شما که احساسم را به بازیچه گرفتید . از شما که تنهایم گذاشتید .

..... پروانه ی من ، خودت میدانی که من عشق و  امید و مهر و زندگی را با هم از دست داده ام …..

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و یکم مرداد 1386ساعت 1:58  توسط عـــلــــی 09353830852 09352191554  | 

عشق يعني

                                                 

اي پناه قلبهاي بي پناه اي اميد آسمان هاي غريب
اي به رنگ اشك هاي گرم شمع اي چنان لبخند ميخك ها نجيب
اي دواي درد دلهاي اسير اي نگاهت مرهم زخم بهار
اي عبور تو غروب آرزو اي ز شبنم هاي رويا يادگار
كوچه دل با تو زيبا ميشود
تو شفا بخش نگاه عاشقي
مهرباني نازنیني مثل عشق
با تمام شاپرك ها صادقی
 چشم هايت مثل رنگين كمان دست هايت باغ پاك نسترن
قلب اقيانوسي از شوق و نگاه با دلت پروانه شد احساس من
قلب من يك جاده تاريك بود
با تو قلبم كلبه پيوند شد
اشك هايم مثل نيلوفر شكفت
حاصلش يك آسمان لبخند شد
مرز ما گلداني از احساس شد
 تو گلدان پيچكي از عاطفه
تو شدي راز شكفتن
من شدم برگ سبز و كوچكي از عاطفه
اي تماشاي تو يك حس لطيف
 بي تو فرش كوچه ها باراني ست
بي تو صد نيلوفر عاشق هنوز
در حصار عاشقي زنداني ست
قلب من تقديم چشمان تو شد
عشق يعني تا ابد آبي شدن
عشق يعني لحظه اي باراني و
لحظه اي شفاف و مهتابي شدن
عشق يعني لذت يك آرزو
عشق يعني يك بلاي ماندگار
عشق يعني هديه اي از آسمان
عشق يعني يك صفاي سازگار
عشق يعني با وجود زندگي دور از آداب مردم زيستن
عشق يعني لحظه اي خنديدن و
 سال ها اشك ندامت ريختن
عشق يعني زنگ تكرار نگاه
عشق يعني لحظه اي زيبا شدن
عشق يعني قطره بودن سوختن
عشق يعني راهي دريا شدن
هر چه هست اين عشق صد ها قلب صاف
با حضورش ‌آبي و بي كينه است
عشق يعني سبز بودن تا ابد
عشق رنگ نقره آينه است
تو گل گلدان قلب من شدي
عشق شد يك برگ از گلدان تو
در بهار آرزوها مي دهد
 ميوه هاي عاطفه چشمان تو
چشمهايم باز باراني شدند
قلبم اما گشت درياي ز عشق
دل گذشت از كوچه هاي خاطره
روح شد مضمون و معنايي ز عشق
بايد از آرامش دل ها گذشت
شادمان چون لحظه ديدار شد
بهترين تسكين دل اين جمله است
بايد از پيوند تو سرشار شد     

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و یکم مرداد 1386ساعت 1:52  توسط عـــلــــی 09353830852 09352191554  | 

حضور تو
 
حضور تو براي من بسان هوايي بود براي نفس كشيدن
و من در شگفتم كه بدون هوا چگونه مي توانم زيست
و هنوز در عجبم كه بي حضور تو چگونه زنده ام
به كجا مي رود اين جسم خسته ام بي حضور تو
كه من بعد از آن غروب سرد هنوز دمي نياسوده ام و بس پريشان حال و رنجورم
و خيره مانده ام در عبور لحظه ها كه مي دوند از پي هم و مي روند به جايي كه هرگز
پاياني از برايشان نيست
و سرنوشت هر كسي به دست كيست به دست چيست چگونه
رقم مي خورد؟؟
و اين سوال گنگ ذهن من بي جواب مانده است
سكوت من دست نخورده مانده است تا با صداي تو بشكند شايد كه حتي صدايت
آرامشي باشد براي قلب بي قرار من
و لبانم بعد تو لب به سخن نگشوده است
كه كليد قفلش به دست توست و گشوده نخواهد شد هرگزاگر تو نيايي
دلم سنگين تر از هميشه و چشمم گريان تر از هر ابر پاييزي و اين همه پريشان حاليم
را با كه گويم
راز دل من تنها براي تو گفتني بود چون براي تو بود هر آنچه در دلم راز مي انگاشتم.
 
+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و یکم مرداد 1386ساعت 1:49  توسط عـــلــــی 09353830852 09352191554  | 

حضور تو
 
حضور تو براي من بسان هوايي بود براي نفس كشيدن
و من در شگفتم كه بدون هوا چگونه مي توانم زيست
و هنوز در عجبم كه بي حضور تو چگونه زنده ام
به كجا مي رود اين جسم خسته ام بي حضور تو
كه من بعد از آن غروب سرد هنوز دمي نياسوده ام و بس پريشان حال و رنجورم
و خيره مانده ام در عبور لحظه ها كه مي دوند از پي هم و مي روند به جايي كه هرگز
پاياني از برايشان نيست
و سرنوشت هر كسي به دست كيست به دست چيست چگونه
رقم مي خورد؟؟
و اين سوال گنگ ذهن من بي جواب مانده است
سكوت من دست نخورده مانده است تا با صداي تو بشكند شايد كه حتي صدايت
آرامشي باشد براي قلب بي قرار من
و لبانم بعد تو لب به سخن نگشوده است
كه كليد قفلش به دست توست و گشوده نخواهد شد هرگزاگر تو نيايي
دلم سنگين تر از هميشه و چشمم گريان تر از هر ابر پاييزي و اين همه پريشان حاليم
را با كه گويم
راز دل من تنها براي تو گفتني بود چون براي تو بود هر آنچه در دلم راز مي انگاشتم.
 
+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و یکم مرداد 1386ساعت 1:48  توسط عـــلــــی 09353830852 09352191554  | 

خداوندا از آ ن لحظه ای که غم غروب نگاهش نشست بر روحم تازه ماندم که بهار نمیرد ستاره ماندم تا در دشت بنفشه کنا ر برکه عشق برای شهر دلش انتظا ر نمیرد  ستاره می ماندم و با آ ن حالت ستاره شیدایی بغض تمام پنجره ها را در غم فراغش شکستم  نه اینکه تا سحر به حسرت غم او چشمم بگرید . نمی توانستم درک کنم که پیوند عشق با شیدا  همیشگی خواهد بود چون نمی دانستم و حالا که می دانم دیگر وقت بزم و تماشا تنگ شده است .

من بهارم را در آسمان ها دعا می کنم تا ستاره ها و مرغان آسمان اشک بریزند . الهی من عاشق هیچ وقت سعی نمی کنم که او را بیازارم چون چیزی جز خوشبختی برایش نمی خواهم . الهی من عاشق از گل و نسترن و خویشتن فقط و فقط منزل لیلی را انتخاب  کردم که شرط اولش مجنون شدن است . الهی من عاشق امیدی دارم که به آن دلم را خوش کنم  چرا که منتظر پیغام و پیک آشنایی او هستم . الهی من عاشق مرغان ره گم کرده را که زار و خسته سوی آشیا نه می روند شبشه عاقبت و امیدشان را نخواهم شکست چرا که اتش جاویدی از  دیدار دوباره مان رخ خواهد داد که چه دیداری خواهد شد . الهی من عاشق که نیمه شب دلم خاموش است ضربه ای طنین افکن را در دلم حس خواهم کرد که بهار پر دل از شبنم لرزان یقین لبریز خواهد کرد.

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و یکم مرداد 1386ساعت 1:45  توسط عـــلــــی 09353830852 09352191554  | 

 عشق يعني مستي و ديوانگي

عشق يعني با جهان بيگانگي

عشق يعني شب نخفتن تا سحر

عشق يعني سجده ها با چشم تر

عشق يعني سر به دار آويختن

عشق يعني اشك حسرت ريختن

عشق يعني در جهان رسوا شدن

عشق يعني مست و بي پروا شدن

عشق يعني سوختن يا ساختن

عشق يعني زندگي را باختن

عشق يعني انتظارو انتظار

عشق يعني هر چه بيني عكس يار

عشق يعني ديده بردر دوختن

عشق يعني در فراقش سوختن

عشق يعني لحظه هاي التهاب

عشق يعني لحظه هاي ناب ناب

عشق يعني سوز ني،آه شبان

عشق يعني معني رنگين كمان

عشق يعني شاعري دلسوخته

عشق يعني آتشي افروخته

عشق يعني با گلي گفتن سخن

عشق يعني خون لاله بر چمن

عشق يعني شعله برخرمن زدن

عشق يعني رسم دل بر هم زدن

عشق يعني يك تيمم، يك نماز

عشق يعني عالمي رازو نياز

عشق يعني با پرستو پر زدن

عشق يعني آب بر آذر زدن

عشق يعني چون محمد پا به راه

عشق يعني همچو يوسف قعر چاه

عشق يعني بيستون كندن به دست

عشق يعني زاهد اما بت پرست

عشق يعني همچو من شيدا شدن

عشق يعني قطره و دريا شدن

عشق يعني يك شقايق غرق خون

عشق يعني درد و محنت در درون

عشق يعني يك تبلور، يك سرود

عشق يعني يك سلام و يك درود
 

عشق یعنی یك سلام و يك درود

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و یکم مرداد 1386ساعت 1:42  توسط عـــلــــی 09353830852 09352191554  | 

نخستين گام شيطان پرستي بزرگ‌نمايي قدرت شيطان است. ترس از قدرت شيطان مقدمه شيطان‌پرستي است و هر كه از شيطان در هراس باشد در حقيقت بندگي او را گردن نهاده است. راز غلبه بر شيطان نترسيدن از اوست و غرب با ترساندن مخاطبين خود از شيطان در حقيقت پرستش خود را رواج مي‌دهد!

*************

معني شيطان پرستي:

شيطان پرستي به معني پرستش شيطان به عنوان قدرت برتر،حتي بسيار قويتر از نيروهاي خوب دنيوي همچون خدا است. درفرقه شيطان پرستي ، شيطان به عنوان مظهر و سمبل قدرت وحاكميت بر روي زمين است.قدرتي كه به عنوان برترين قدرت دو جهان مورد توجه و پرستش قرار دارد و اين دنيايي را كه به عنوان دوزخ برشمرده مي شود را قانونمند كند .و در نهايت معناي شيطان پرستي ؛ پرستش قدرت پليدي و قدرتمند است .

****************

فرقه شيطان‌پرستان

فراماسون‌ها احياكننده جادوگري و شيطان‌پرستي در قاره اروپا در قرن شانزدهم ميلادي مي‌باشند. گسترش سريع جادوگري و شيطان‌پرستي در اروپا در آن دوران مخصوصاً در بين زنان سبب شد تا در قرن شانزدهم و هفدهم ميلادي در اروپا در جنبش پاكسازي جادوگري و شيطان‌پرستي بيش از شصت هزار نفر از جادوگران كه اكثر آنها زن بودند، اعدام شوند!

در دهه 1960 م شيطان‌پرستي توسط سرمايه‌ داران يهود مورد حمايت قرار گرفت و چند گروه شيطان‌پرست در انگلستان و ايالات متحده آمريكا به وجود آمد كه معروف‌ترين آنها تشكيل «كليساي شيطان» در شهر سان‌فرانسيسكو مي‌باشد.

انجيل شيطاني و كليساي شيطان (Satanic Bible & Church Of Satan) :

انجيل شيطاني كتابيست كه شيطان پرستان از آن براي عبادات خود و همچنين استفاده در مراسم خود استفاده مي كنند . اين كتاب شامل كلمات عبري و يوناني و انگليسي ،  شامل اسامي شيطان و دعوت از او براي قدرت دادن به شيطان پرستان است . در اين كتاب بسياري از دعاهاي آن بر خلاف دعاهاي مسيحيت و انجيل و همچنين بسياري از شعائر آن براي قدر نهادن به عظمت و قدرت شيطان به عنوان قدرت مطلق است .

كليساي شيطان پرستي در قرون وسطا به عنوان مكاني براي انجام مراسم شيطان پرستي استفاده مي شد و جايي بود كه در آن تنها و تنها محل قرارهاي شيطان پرستان قديمي و انجام مراسم خود در آن بود . اما امروزه كليساي شيطان پرستي محلي است براي عبادت شيطان پرستان كه اكثرا به صورت زير زميني به كار خود ادامه مي دهند و در شيطان پرستي جديد اين مكان به نام كليساي شيطان براي انجام مراسم ارضاي جنسي مورد استفاده قرار مي گرفت كه اكنون محلي است براي انجام اكثر مراسم شيطان پرستي جديد !

***********************

افكار شيطان پرستان

....

....

شيطان پرستي دنيايي را ترسيم مي كند كه هيچ روزنه اميدي براي آن متصور نيست . به همين جهت شيطان پرستي را جهان تاريك مي گويند.

شيطان پرستي : حقيقتي را جستجو مي كند كه در اين جهان يافت نمي شود . خود كشي توجيهي اينگونه دارد ، اگر بپرسي چرا خودت را مي كشي ؟ مي خواهم به حقيقت برسم و حقيقت دراين دنيا به دست نخواهد آمد .


شيطان : زندگي در اين دنيا بر پايه دروغ است و همه باورهاي مردم بر پايه همين دروغ شكل گرفته است ، همه عادت كرده اند دروغ بگويند ، لذا اگر حرف راست هم بزنيد كسي آن را باورنمي كند .


شيطان پرستي آييني است كه همه چيز را منفي ارائه مي دهد . آدم عمر شب را بلند مي داند .آن ها حتي خورشيد را مانع از تابش نور مي پندارند . شيطان پرستي همه چيز را منفي مي خواهد ، اگر به باغ سيب بروند همه سيب ها را كال مي بينند و اگر به تئاتر بروند همه بازيگر ها را لال مي پندارند.

شيطان پرستي ، معجوني است كه هر آدم گرفتاري را به وحشي گري و نفرت سوق مي دهد.

كوره راه مسيري است كه به هيچ جا راه ندارد ،  بن بست است. رسما اعلام مي كنم كه ما به مقصد نمي رسيم. براي شيطان پرست تفهيم مي كنند جاده اي كه در آن قرار دارد پر از خط كشي هاي در هم و بر هم است.و او دريافتن راه خروج تا سر حد جنون و ديوانگي پيش مي رود و سر انجام مطمئن مي شود راه بازگشتي وجود ندارد. و بايد با ما بماني تا آخر مرگ ...

امروز ديگر صليب هاي وارونه ، ستاره پنج پر، 666، صورتهاي نقاشي شده، ماسك هاي حيوانات درنده شاخ دار ، برهنه پوشي ... تنها نشانه ها و سمبل هاي شيطان پرستي نيست.

عمده ترين نشانه شيطان پرستي را در تجاوز و قتل به ويژه در تجاوز به كودكان و نوجوانان به همراه قتل آنان بايد ديد.

يكي از ابزار اين فرقه در جهت تبليغ و ترويج افكار شيطاني موسيقي است.كه سعي در تخريب ارزشها و باورها در سطح دنيا دارد .شيطان پرست ها موظفند هميشه خشم و نفرت خود را نسبت به مسيح و ساير مقدسات اعلام كنند.و معمولا اين مضامين را در متن اشعار موسيقي هاي كه خاص اين گروهها مي باشد اعلام مي كنند .

موسيقي هايي همچون رپ يا موسيقي هوي متال يا دث متال با زير مجموع هايش همچون گروه درياي سرخ ، گروه قاتل ،گروه دختران RAS ، گروه كيس KISS و…

و متاسفانه شاهد هستيم كه گاه علامتهاي اين گروه هاي فاسد روي برخي محصولات همچون كلاسور نقش بسته و صاحب آن نيز هيچ اطلاعي از عقايد اين گروه ها ندارد . مانند لكه خون پاشيده شده كه متعلق به گروه نهيليستي (پوچ گرا )كيس مي باشد ويا مجوز چاپ براي كتابهاي هوي متال و اشعار آنان در چند سال گذشته توسط وزارت ارشاد كه زمينه تبليغ اين گروه ها را فراهم ساخته و لازم است در اين زمينه با اطلاع رساني افكار عمومي و بهخصوص قشر جوان را از عواقب افكار اين گروه ها مطلع ساخت.

****************

9 ويژگي شيطان از ديدگاه كتاب مقدس شيطان 1969 توسط آنتون زاندورلاوي

1- شيطان سمبل آزادي، به جاي رياضت و سختي است .

2- شيطان سمبل زندگي و حيات وجود به جاي خواب و روياي ناچيز معنوي .

3- شيطان بازگو مي كند كم عقلي و بي عفتي بهتر از رياكاري و خود فريبيست .

4- شيطان بازگو مي كند مهرباني به كساني كه شايسته شان است بهتر از عشق ورزيدن از روي ظاهري و جلب توجه مي باشد .

5- شيطان بازگو مي كند كينه جويي و انتقام بهتر از پررويي و گستاخي است .

6- شيطان بازگو مي كند مسؤليت را به مسؤلش محول كردن بهتر از فكرهاي پليد و خوناشامي است .

7- شيطان بازگو مي كند انسان فقط يك نوع حيوان ديگري است، گاهي اوقات بهتر از آن، بارها و بارها شديدتر از آنهايي كه در اين راه به طور اجباري آلوده شده اند، كه، بخاطر خداي معنوي اش و ظهور عقلاني، بصورت شرارت حيواني تبديل شده است .

8- شيطان بازگو مي كند همه چيزهايي كه به سينس (گناهان) مشهور هستند، عبارتند از : دگرگوني از حالت بي عقلي و مغز سربي (منجمد) بصورت طبيعي ذهن و فكر، يا احساس يا حس خوشي .

9- شيطان سمبل دوستي و رفاقت است كه حتي كليساها هم اين قدر دوستي و رفاقت را در خود نمي ديدند . كه كليساها هر ساله تجارت هايي (كمك هاي خيريه) برپا مي كردند .

**************

چند شكل و نشانه مربوط به قوم شيطان پرستان

 

Inverted Pentagram

(پنج ضلعي وارونه): نشانه ستاره صبح ، نامي که به شيطان تعلق دارد. اين علامت در مراسم هاي مخفيانه ( کابالا ) و جادوگري برای احضار ارواح شيطاني استفاده مي شود. اين علامت را شيطان پرستان با دو ضلع در بالا و ملحدان با يک ضلع در بالا استفاده ميکنند. در هر حال اين علامت نشانه شيطان است و مهم نيست که يک نوک ضلع آن بالا باشد يا هر دوي آنها و يا دور آن دايره اي کشيده شده باشد يا خير در هر حال اين علامت شيطان است.

.................................................................

Anarchy(هرج و مرج): اين علامت به معناي از بين بردن تمام قوانين ميباشد. به عبارت ديگر " هرچه تخريب کننده است تو انجام بده " يعني همان قانون شيطان پرستي . اين علامت توسط پانک ها هوي متالها و راک ها به کار ميرود.

...........................................

666  : علامت انسان ، نشانه جانور (هيولا) – مکاشفات 13:18 « ... پس هركس حكمت دارد عدد وحش  را بشمارد ، زیرا كه عدد انسان است و عددش 666 است»

....................................................   

Ankh  : سمبل باروري و شهوات در انسانها. روح شهوت قدرت اين جمع زنان مردان مي باشد.

*****************************

اي گناهكاران! هشيار باشيد كه ابليس از پدر  شما آدم برتر بود،

زيرا كه ابليس از آتش و آدم از خاك بود،

خاك هيچگاه به جايگاه آتش نمي رسد

+ نوشته شده در  پنجشنبه هجدهم مرداد 1386ساعت 14:56  توسط عـــلــــی 09353830852 09352191554  | 

وقتي قرار شد من بيقرار تو باشم و تو تنها قرار زندگيم

باشي... از هر چه قرار است غير تو باشد... خواهم

گذشت !

 **********************

 اگه تو دنيا هيچي هيچي نداشته باشي مطمئن باش سه

چيز هميشه مال تو هست:

خداي مهربون،  فکراي قشنگ  و قلب کوچيک من

+ نوشته شده در  پنجشنبه هجدهم مرداد 1386ساعت 13:22  توسط عـــلــــی 09353830852 09352191554  | 

از دنیا از آدماش از همه ی اون کسایی که توی این مدت بخاطر اذییتاشون اشک ریختم  به خدا خستم ...

ای عزیز جان من

من برای مرگ خود یک بهانه می خواهم

یک بهانه ی پوچ عاشقانه می خواهم

از غمی که می دانی بی تو بودنم مرگ است

بی تو هرگز ...

گر بهانه این باشد من بهانه می گیرم

عاشقانه می میرم  ...

دلم گرفته آسمان دل کوچکم

ابری و غم زده است و هوای

آن بارانی ...

چشمانم در فراق دیدگانت به

هیچ نگاهی دلخوش نیست ...

پروردگارا :

به من آرامش ده تا بپذیرم آنچه را نمی توانم تغییر دهم

دلیری ده تا تغییر دهم آنچه را که می توانم

بینش ده تا تفاوت این دو را بدانم

مرا فهم ده تا متوقع نباشم که دنیا و مردم آن مطابق میلم رفتار کنند...

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه هجدهم مرداد 1386ساعت 13:21  توسط عـــلــــی 09353830852 09352191554  | 

وقتي از خواب بيدار شدي ديدي هيچ كس كنارت نيست كه بهش صبح بخير بگي

 

وقتي ديدي كسي نيست تا خواب ديشبتو واسش تعريف كني ،

 

وقتي كسي نبود منتظر زنگ تلفنش باشي ،

 

وقتي حس كردي ديگه نمي توني حرف دلتو به مادرت بگي ،

 

وقتي كسي نبود كه اتفاق خوب و بد زندگيتو واسش بگي ،

 

اون روز كه تو جمع دوستان و فاميل حس كردي دلت گرفت وكسي نيست كه باهاش حرف بزني 

وقتي دلت هواي گريه داشت اما از ترس اينكه كسي تو رو نبينه بغض گلوتو خفه كردي ،

 

وقتي دلت گرفت خواستي حرف بزني ديدي كسي نيست درد دلتو بهش بگي ،

 

وقتي ديدي داري نفساي خيلي عميق از ته دل مي كشي ،

 

وقتي ديدي سكوتت ، خستگيت ، حتي سردردت واسه كسي اهميت نداره ،

 

وقتي يكي نبود به چشات با محبت نگاه كنه ،

 

وقتي ديدي عالم و آدم دارن باهات مي جنگند

 

وقتي ديدي اين دنيا ديگه اون دنياي سابق نيست ، خيلي خسته كننده ست

 

وقتي ديدي ترافيك خيابون صداي ماشينا كلافت مي كنه

 

وقتي دلت هواي يه رفيق ، يه دوست ، يه همدم كرد

 

اون وقت بدون كه  ،    بدون كه خيلي تنهايي.......

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه هجدهم مرداد 1386ساعت 13:18  توسط عـــلــــی 09353830852 09352191554  | 

یکی فقط یکی...

 
چند تا دوسم داری ؟ !!!
 
 
همیشه وقتی یکی ازم می پرسید چند تا دوسم داری
 
 
 یه عدد بزرگ
 
  
 میگفتم... ولی وقتی تو ازم پرسیدی چند تا دوسم
 
 
داری
 
 
گفتم : یکی !!! میدونی چرا ؟چون قوی ترین و
 
 
بزرگترین
 
 
 عددیه که میشناسم ... دقت کردی که قشنگترین و
 
 
عزیز ترین چیزای دنیا همیشه یکین ؟ ماه یکیه ...
 
 
 
خورشید
 
 
 یکیه ... زمین یکیه ... خدا یکیه ... مادر یکیه ...
 
 
 پدر یکیه ... تو هم یکی هستی ... وسعت عشق من
 
 
 به تو هم یکیه ... پس اینو بدون از الان و تا
 
 
همیشه یکی دوستت دارم!
سر به روی شانه های مهربانت می گذارم
 
عقده ی دل می گشایم گریه ی بی اختیارم
 
از غم نامردمی ها بغض ها در سینه دارم
 
شانه هایت را برای گریه کردن دوست دارم دوست
 
دارم
 
بی تو بودن را برای با تو بودن دوست دارم دوست
 
دارم
 
بغض سرگردان ابرم کلبه ی آرامشم
 
من تورا در لحظه ی محراب بودن دوست دارم
 
من تورا بالاتر از من برتر از تن دوست دارم
 

 مرا اینگونه باور کن... کمی تنها ، کمی بی کس ،

 

کمی از یادها رفته... خدا هم ترک ما کرده ، خدا

 

دیگر

 

 کجا رفته...؟! نمی دانم مرا ایا گناهی هست..؟

 

که شاید هم به جرم آن ، غریبی و جدایی هست..؟؟؟

 

مرا اینگونه باور کن....

 

صداقت

یه هو ...

 

وسایل اندکش را برداشت و از خانه خارج شد . به دنبالش دویدم و

 

گفتم :

 

صبر کن !

 

گفت : برای چه ؟

 

گفتم : چون دوستت دارم !

 

گفت : دوستم داشتی .

 

گفتم : نه ! هنوز هم دوستت دارم !

 

گفت : زمانی عاشقم بودی .

 

گفتم : ترکم نکن !

 

گفت : مدتهاست ترکم کرده ای .

 

گفتم : کی ؟

 

گفت : زمانی که بزرگ شدی .

 

گفتم : چطور ؟!  به یاد نمی آورم .

 

ــ ولی من خوب به یاد دارم . با ترس از حقیقت . با دورویی . با رشد و

دنیا پرستی .

 

سپس راهش را کشید و رفت . سر پیچ پیش از آنکه کاملا از دید ناپدید

 

شود برگشت

 

و گفت : با اینحال هر وقت خواستی با تغییر اعمالت می توانی دوباره برم

 

گردانی .

 

 سپس از دید ناپدید شد .

 

  او صداقت من بود .

                                

 
+ نوشته شده در  پنجشنبه هجدهم مرداد 1386ساعت 13:16  توسط عـــلــــی 09353830852 09352191554  | 

تورا چو با دگران همنفس بینم

بهارخویش به تاراج خاروخس بینم

زباغبانی خود شرمساریم این بس

که چون تو دسته گلی رابه دست کس بینم

روا مدارخدایا که من در این گلزار

هوای عشق تما شا گه قفس بینم

شکوفه روی منا برگ آن بهارم نیست

که شاخسار گل از روزن قفس بینم

بیا که چون سحرم بی تو یک نفس باقی است 

مگر چو آینه رویت در این قفس بینم

+ نوشته شده در  پنجشنبه هجدهم مرداد 1386ساعت 13:2  توسط عـــلــــی 09353830852 09352191554  | 

براي سال ها مينويسم ...... سال ها بعد كه چشمان تو عاشق ميشوند ....... افسوس كه قصه ي مادربزرگ درست بود ...... هميشه يكي بود يكي نبود
***************************************

زندگي چون گل سرخست پر از خار و پر از عطر و پر از برگ لطيف ..... يادمان باشد اگر گل چيديم.خار و عطر و گل و برگ. همه همسايه ي ديوار به ديوار همند...

***************************************
عاشقانه چشمهايم را مي بندم وتو را در خيالم تصور مي کنم نمي دانم که چقدر خيال تو برايم لذت بخش است از هر چيز در اين دنيا برايم شيرين تر هستي پس چشمهايم را مي بندم وبا تمام وجود احساست مي کنم دوستت دارم هميشه و همه

 ***************************************

کاش همان کودکي بوديم که حرفهايش را از نگاهش مي توان خواند اما اکنون اگر فرياد هم بزنيم کسي نمي فهمد و دل خوش کرده ايم که سکوت کرده ايم سکوت پر بهتر از فرياد تو خاليست دنيا را ببين... بچه بوديم از آسمان باران مي آمد بزرگ شده ايم از چشمهايمان مي آيد!! بچه بوديم دل درد ها را به هزار ناله مي گفتيم همه مي فهميدند بزرگ شده ايم درد دل را به صد زبان به كسي مي گوييم ...هيچ كس نمي فهمد .

..........................................................

موقعي كه مي خواستمت مي ترسيدم نگات كنم،موقعي كه نگات كردم ترسيدم باهات حرف بزنم. موقعي كه باهات حرف زدم ترسيدم نازت كنم،موقعي كه نازت كردم ترسيدم عاشقت بشم حالا كه عاشقت شدم ميترسم از دستت بدم

..........................................................

دوست داشتن هميشه گـــفتن نيست گاه سکوت است و گاه نگــــــاه ... غـــــريبه ! اين درد مشترک من و توست که گاهي نمي توانيم در چشمهاي يکد يگــرنگــــاه کني

..........................................................

وقتي سرت رو رو شونه هاي کسي ميگذاري که دوستش داري بزرگترين آرامش دنيا رو تو خودت احساس ميکني و وقتي کسي که دوستش داري سرش رو رو شانه هات ميذاره احساس مي کني قوي ترين موجود جهاني

..........................................................

فرياد من از داغ توست ...... بيهوده خاموشم مکن ...... حالا که يادت ميکنم ...... ديگر فراموشم مکن ...... همرنگ دريا کن مرا ...... يکبار معنا کن مرا


اونی که میگه برات ممیمیرم دروغ میگه ، من راست میگم که برای تو زنده ام...


من كه شب بودم

و شب هستم

و شب خواهم بود

به اميدي كه تو فانوس شب من باشي

...................................................

 عشق مثل آب ميمونه.....که ميتوني توي دستت قايمش کني..آخرش يه روز دستت رو باز ميکني ميبيني نيست...قطره قطره چکيده بي انکه بفهمي..
اما دستت پر از خاطره است

+ نوشته شده در  پنجشنبه هجدهم مرداد 1386ساعت 11:56  توسط عـــلــــی 09353830852 09352191554  | 

نام تو را آورده ام دارم عبادت می کنم

 

گرد نگاهت گشته ام دارم زیارت می کنم

 

دستت به دست دیگری از این گذشته کار من

 

اما نمی دانم چرا دارم حسادت می کنم

 

گفتی دلم را بعد از این دست کس دیگر دهم

 

شاید تو با خود گفته ای دارم اطاعت می کنم

 

رفتم کنار پنجره دیدم تو را . بگذریم

 

چیزی ندیدم این چنین دارم رعایت می کنم

 

من عاشق چشم توام تو مبتلای دیگری

 

دارم به تقدیر خودم چندیست عادت می کنم

 

تو التماسم می کنی جوری فراموشت کنم

 

با التماس اما تو را به خانه دعوت می کنم

 

گفتي محبت کن برو باشد خداحافظ ولی

 

رفتم که تو باور کنی دارم محبت می کنم

+ نوشته شده در  پنجشنبه هجدهم مرداد 1386ساعت 11:54  توسط عـــلــــی 09353830852 09352191554  | 

تکیه بده به شونم ، تو این مسیر دشوار

اگه منو نمی خوایی ، حرفه دلم رو گوش کن

فقط برای یکبار ، بعدش خدا نگهدار

تنهایی خیلی سخته ، وقتی چشام به راهه ، وقتی که شب سیاهه ، وقتی بدون ماهه

تنهایی خیلی تلخه ، وقتی که بی تو هستم

تنها می مونه دستم ، با این دله شکستم

دلتنگی هامو بردار ، پیش خودت نگه دار

هر وقت که تنها شدی ، منو به یادت بیار

داری می ری ، نمی خوام وقت تو رو بگیرم

این حرفه آخر منه ، دوستت دارم

تنهایی خیلی درده ، اگه نیایی تو خوابم ، وقتی تو اضطرابم ، تو هم ندی جوابم

تنهایی خیلی سرده ، وقتی پیشم نباشی ، آتیشم نباشی ، بیدار بشم نباشی

 

تقدیم به تو

   دوست ان نيست كه هرلحظه كنارت باشد

 

     

                                 دوست ان است كه هرلحظه به يادت باشد

     

   

             تقديم به بهترينم

 

                                      انكه هرلحظه به يادش بودم و

                                                                           

                                                                            هستم و

 

                                                                                        خواهم ماند

 

                                             به يادم بمان

         

                      ازطرف اسمان به ستاره ي شبهاي پرستا ره ام

 

                                       روزي توراخواهم ديد

+ نوشته شده در  پنجشنبه هجدهم مرداد 1386ساعت 11:53  توسط عـــلــــی 09353830852 09352191554  | 

من / عشق

پاك                  يعني

سرزمين                      لحظه

يعني                                 بيداد

عشق                                     من

باختن                                                            عشق

جان                                                                          يعني

زندگي                                                                               ليلي و

قمار                                                                                  مجنون

در                           عشق يعني ...         شدن

ساختن                                                                                   عشق

دل                                                                                       يعني

كلبه                                                                           وامق و

يعني                                                                      عذرا

عشق                                                              شدن

من                                     عشق

فرداي                                يعني

كودك                          مسجد

يعني               الاقصي

عشق /  من

 

عشق                                       آميختن                                           افروختن

يعني                              به هم        عشق                             سوختن

چشمهاي                      يكجا                    يعني                        كردن

پر ز                 و غم                            دردهاي             گريه

خون/ درد                                                    بيشمار

 

عشق                                     من

يعني                             الاسرار

كلبه                    مخزن

اسرار     يعني

+ نوشته شده در  پنجشنبه هجدهم مرداد 1386ساعت 11:50  توسط عـــلــــی 09353830852 09352191554  | 

دوست دارم

دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم
دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم
دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌
دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌
دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌
دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌
دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌
دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌
دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌
دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌
دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌
دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌
دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌
دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌
دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌
دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌
دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم
دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم
دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌
دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌
دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم
دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم
دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم
دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم
دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم
دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم
دوستت‌دارم‌دوستت‌دارمدوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم
دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌
دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌
دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم
دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم
دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه هجدهم مرداد 1386ساعت 11:49  توسط عـــلــــی 09353830852 09352191554  | 

قصه اينجوري شروع شد.. من وچشمات و ترانه

 

تو رو خواستن تا هميشه..... گريه و اشک شبانه

 

تو مي دوني تا هميشه.....  من به ياد تو مي مونم

 

هرچي که ترانه دارم ..واسه ي چشات مي خونم

 

واسه داشتن دستات.... لحظه هام پر از بهونه اس

 

ديدن صورت ماهت....... ...يه خيال عاشقانه اس

+ نوشته شده در  پنجشنبه هجدهم مرداد 1386ساعت 11:48  توسط عـــلــــی 09353830852 09352191554  | 

یکی فقط یکی...

 

چند تا دوسم داری ؟ !!!

 

همیشه وقتی یکی ازم می پرسید چند تا دوسم داری

 

یه عدد بزرگ

 

میگفتم... ولی وقتی تو ازم پرسیدی چند تا دوسم داری

 

گفتم : یکی !!! میدونی چرا ؟چون قوی ترین وبزرگترین

 

عددیه که میشناسم ... دقت کردی که قشنگترین و

 

عزیز ترین چیزای دنیا همیشه یکین ؟ ماه یکیه ...

 

خورشید

 

یکیه ... زمین یکیه ... خدا یکیه ... مادر یکیه ...

 

پدر یکیه ... تو هم یکی هستی ... وسعت عشق من

 

به تو هم یکیه ... پس اینو بدون از الان و تا

 

همیشه یکی دوستت دارم!

+ نوشته شده در  پنجشنبه هجدهم مرداد 1386ساعت 11:47  توسط عـــلــــی 09353830852 09352191554  | 

عاشق                           عاشق تر

نبود در تار و پودش           ديدي گفت عاشقه عاشق

@@@@@@@@   نبودش  @@@@@@@@@@

امشب همه جا حرف  از آسمون و مهتابه  ،  تموم خونه ديدار اين خونه

فقط  خوابه ، تو كه رفتي هواي  خونه تب داره  ،  داره  از درو ديوارش غم

عشق تو مي باره ، دارم مي ميرم از بس غصه خوردم ،  بيا بر گرد تا ازعشقت

نمردم، همون كه فكر نمي كردي نمونده پيشت، ديدي رفت ودل ما رو سوزوندش

حيات خونه دل مي گه درخت ها همه خاموشن، به جاي كفتر و  گنجشك  كلاغاي

سياه پوشن ،  چراغ  خونه  خوابيده  توي  دنياي خاموشي  ،   ديگه  ساعت رو

طاقچه شده كارش فراموشي  ،  شده كارش فراموشي  ،  ديگه  بارون  نمي

باره  اگر چه  ابر سياه  ،  تو كه  نيستي  توي  اين خونه ،   ديگه  آشفته

بازاريست  ،  تموم  گل ها  خشكيدن مثل خار بيابون ها ،  ديگه  از

رنگ  و رو رفته ، كوچه و خيابون ها ،،، من گفتم و يارم گفت

گفتيم و سفر كرديم،از دشت شقايق ها،با عشق گذركرديم

گفتم اگه من مردم ، چقدر به من وفاداري، عشقو

به فراموشي ،چند روزه تو مي سپاري

گفتم كه تو مي دوني،سرخاك

تو مي ميرم ، ولي

تا لحظه مردن

نمي گيرم

دل از

تو

.•*..*•.•*..*•.•*..*•.•*..*•..•*..*•. .•*..*•.•*..*•.•*..*•.•*..*•..•*..*•.

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه هجدهم مرداد 1386ساعت 11:46  توسط عـــلــــی 09353830852 09352191554  | 

چه كسي خواهد ديد ؟

مردنم را بي تو

گاه مي‌انديشم

خبر مرگ مرا با تو چه كس مي‌گويد ؟

آن زمان كه خبر مرگ مرا ميشنوي

روي خندان تو را كاشكي ميديدم

شانه بالا زدنت را بي قيد

و تكان دادن دستت كه مهم نيست زياد

و تكان دادن سر ...

چه كسي باور كرد ؟

جنگل جان مرا

                                   

                                   آتش عشق تو خاكستر كرد ...!

+ نوشته شده در  پنجشنبه هجدهم مرداد 1386ساعت 11:46  توسط عـــلــــی 09353830852 09352191554  | 

+ نوشته شده در  پنجشنبه هجدهم مرداد 1386ساعت 11:44  توسط عـــلــــی 09353830852 09352191554  | 

 تقدیم با یه دنیا عشق به زیبا ترین ها..................... 

 

 

   فـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــریــــــــــــاد

   فــــــــــــــــــــریـــــــــــــادی بـــــــرای تــــــــــــــــو

  فریادی که از اعـــــماق قلـــــب خستـــه ام پا می گیرد

  و هــــــــــــــنــــــــــوز کــــــــــــــــه هـــــنـــــــــوز اســـت

  و بــــا ایـــــــــــــن کــــــــه مـــــــدت ها از رفتنــــــت گذشته

 هنــــــــوز بر حنــــــــــــــجره خســــــته ام جاری نگـــــــــــشته

 

 زیـــــــــبایــــــم

 هنوز نتوانسته ام درد عمیق

 نبــــودن و رفتـــــــنت را باور کنـــــم

 

عشــــــــــــــــــــــق من     

هنوز صـــــدای زیبای مستیت

و هنوز گم شدن در قطره قطره ی

 بـــــــــــــعد صدایت فراموشم نشده

و بــــــــــه خدای اسمان ها قســـــــــم

هـــــــنــــــوز کـــــه هــــنـــــوز اســـــــــت

عروجی که با تو بودن برایـــم اورده پایان نیافته   

 

پرنده را که ازاد کنی

روزی برمــــــــــی گردد

و مــــــــــــــن خاکـــــــی

از ایــــــــــن اتفــــــاق زمینی

زیـــــــــــــاد دور نیســــــــتــــم

روزی مـــــــــــــــی ایـــــــــــــــــم

و تـــــــــــــــو را بــــــــــا خـــــــــــــود

بـــــــــــــــه اوج رویاهـــــایم می بــــرم

مـــــی بــــــــــرم تــــــــــــا ببــــــیــــــــنی

مــــــــــخمـــــــــل رویــــــاهــــای دخــــــــترک

چــــــــــــــــــــه رنــــــــــــــــــگـــــــــــــــــی دارد!!!!!!!

مـــــــــــــــــــــــــــــــــــــن می ایــــــــــــــــــــــــــــــــــــــم

مـــــــــــــــنــــــــــــــــــــتـظـــــــــــــــــــــــرم بــــــــــــــــــــــــاش

 

کار خودم بودا

+ نوشته شده در  پنجشنبه هجدهم مرداد 1386ساعت 11:43  توسط عـــلــــی 09353830852 09352191554  | 

نظرتون چیه؟؟؟

يادته يه روزي بهم گفتي:

هر وقت خواستي گريه کني برو زيرِ بارون

که نکنه نامردي اشک هاتو ببينه و بهت بخنده ...

گفتم اگه بارون نيومد چي؟؟

گفتي اگه چشم هاي قشنگ تو بباره آسمون گريه ش ميگيره ...

گفتم يه خواهش دارم ؛

وقتي آسمونِ چشام خواست بباره تنهام نزار ...

گفتي به چَشم ... حالا امروز

من دارم گريه ميکنم اما آسمون نمي باره ...

و تو هم اون دور دورا ايستادي و داري بهم مي خندي ...

(سخته يکي بهت بگه ستاره شو ببينمت ..

+ نوشته شده در  پنجشنبه هجدهم مرداد 1386ساعت 2:20  توسط عـــلــــی 09353830852 09352191554  | 

 عشق يعني ...           ساختن                                                                                   عشق

دل                                                                                       يعني

كلبه                                                                           وامق و

يعني                                                                      عذرا

عشق                                                              شدن

من                                     عشق

فرداي                                يعني

كودك                          مسجد

يعني               الاقصي

عشق /  من

 

عشق                                       آميختن                                           افروختن

يعني                              به هم        عشق                             سوختن

چشمهاي                      يكجا                    يعني                        كردن

پر ز                 و غم                            دردهاي             گريه

خون/ درد                                                    بيشمار

 

عشق                                     من

يعني                             الاسرار

كلبه                    مخزن

+ نوشته شده در  پنجشنبه هجدهم مرداد 1386ساعت 2:17  توسط عـــلــــی 09353830852 09352191554  | 

برای چشمهایت

هزار غزل گفته ام

اما هر بار نگاهت

                         غزلی دیگر در جانم می ریزد

ای خاتون شعرهای من !

برای زیباترین غزل

به نگاهت محتاجم .

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه هجدهم مرداد 1386ساعت 2:17  توسط عـــلــــی 09353830852 09352191554  | 

+ نوشته شده در  پنجشنبه هجدهم مرداد 1386ساعت 2:15  توسط عـــلــــی 09353830852 09352191554  | 

 توي اسمون عشقم غير تو پرنده ای نیست

 

توي خاموشي قلبم جز تو اسم ديگه اي نيست

 

توي قلب من عزيزم هيچكسي جا نداره

 

دل عاشقم به جز تو هیچکسی رو دوست نداره

اون که میگه جونش به جونت بنده

 حالا داره به گریه هات میخنده

اون که میگه بدون تو میمیره

دروغ میگه دلش جنس کویره

دروغ میگه تو گوش نده به حرفاش

 نگو هنوز میخوای بمونی باهاش

 خیال نکن بدون تو میمیره

بزار بره نباشی جون میگیره

 

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه هجدهم مرداد 1386ساعت 2:15  توسط عـــلــــی 09353830852 09352191554  | 

ناز چشم تو کشیدیم و نمی دانستی

پا به پای تو دویدیم و نمی دانستی

پای بند تو شدیم و به تو ما دل بستیم

دل ز غیر از تو بریدیم و نمی دانستی

شور من از لب شیرین شما ریشه دواند

تلخی هجر چشیدیم و نمی دانستی

بال در بال نگاهت به پریشانی محض

در خیال تو پریدیم و نمی دانستی

داغ تو نقش دل ماست شقایق واریم

با دل سرخ شهیدیم و نمی دانستی

با تو بودن هوسی بود که رویایی بود

گر چه که خواب تو دیدیم و نمی دانستی

تو زما دست کشیدی به خدا دانستیم

ما ز جان دست کشیدیم و نمی دانستی

نقطه باز از سر خط نام تو تکرار کنم

گر چه پایان برسیدی و نمی دانستی

گفتمش: دل مي‏خري؟!

پرسيد چند؟!

گفتمش: دل مال تو، تنها بخند

خنده کرد و دل ز دستانم ربود

تا به خود باز آمدم او رفته بود

دل ز دستش روي خاک افتاده بود

جاي پايش روي دل جا مانده بود ...

 

تنها با گل ها .... گویم غم ها....

چه کسی داند ز غم هستی چه به دل دارم؟

به چه

کس گویم شده روز من چو شب تارم؟

نه کسی آید ... نه کسی خواند ز نگاهم هرگز راز من...

بشنو امشب غم

پنهانم که سخن ها گوید ساز من...

تو ندانی تنها همه شب با گلها ... سخن دل را می گویم ...

چو نسیمی آرام که وزد بر بوستان

همه گل ها را می بویم من ...

تنها با گل ها... گویم غم ها را ...

چه کسی داند ز غم هستی چه

به دل دارم؟

به چه کس گویم شد روز من چو شب تارم؟

گل ابری ... سرگردان...

می گرید چشم من در تنهایی ...ای روز شادی ها کی باز آیی؟

امشب حال مرا تو نمی دانی... از چشمم غم دل تو نمی خوانی ...

تنها با گل ها... گویم غم ها را....

چه کسی داند ز غم هستی چه به دل دارم ؟

به چه

کس گویم شده روز من چو شب تارم؟

 

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه هجدهم مرداد 1386ساعت 2:11  توسط عـــلــــی 09353830852 09352191554  | 

 ميخواهم فقط براي تو بنويسم 

 براي تو 

 آمدنت در زندگيم 

 نويد شاديها بود 

 زندگي بود،عشق بود 

 شيفتگي بود  

 دنيايي ازجنون و دلدادگي بود 

 ميخواهم 

 برايت بنويسم اي تنهاترينم 

 چگونه آمدي 

 چگونه جاي جاي قلبم را  

 به تصرف عشق خودت در آوردي 

 گويا 

 اين قلب فقط متعلق به تو بود 

 ميخواستم برايت بنويسم 

 وقتي بيايي 

 در قلبي ساکن خواهي شد 

 که جز مهر تو 

 مهر ديگري در آن راه نخواهد داشت 

 وقتي بر قلبم قدم نهادي 

 همه جاي قلبم متعلق به تو شد 

 ميداني؟ چشمانم منتظر آمدن تو بودند 

 ميخواهم براي تو بنويسم 

 با آمدن تو قلبم پرشد از خاطره هاي شيرين 

 وقتي آمدي 

 آفتاب نگاهت 

 به زندگانيم روشنايي بخشيد 

 ناگهان عشق تو 

 به مرز جنونم کشاند 

 اکنون همه وجودم متعلق به توست ميخواهم برايت بنويسم 

 شبهاي تنهايي من پر شده ازياد تو 

 همه ثانيه هاي من به تو تعلق دارد 

 به تو مينويسم 

 همه هستيم، همه داشتن و نداشتنم 

 فقط و فقط مال توست 

+ نوشته شده در  پنجشنبه هجدهم مرداد 1386ساعت 2:7  توسط عـــلــــی 09353830852 09352191554  | 

 این نوشته تقدیم به عزیزترینم که خیلی دوستش دارم

                        

تو در جان منی، من غم ندارم*****

 

تو ایمان منی، من کم ندارم*****

 

اگر درمان تویی، دردم فزون باد*****

 

وگر معشوقه ای سهم من، جنون باد*****

 

تویی تنها تویی تو علت من، تو بخشاینده بی منت من*****

 

صدایم کن، صدای تو ترانه است*****

 

کلامت آیه های عاشقانه است*****

 

تو را من سجده، سجده می پرستم که بر سر خاک بر

زانو نشستم

زندگی ماله تو، مرگ ماله من

 

راحتی ماله تو، رنج ماله من

 

شادی ماله تو، غم ماله من

 

همه چیز ماله تو

 

                                          ولی تو ماله من     

(تقدیم به همه ی عاشقان و دلسپردگان)

 

           

 مرگ شقایق ها دوستت  دارم

 

عشق *                                                  

 عشق یعنی با تو خواندن از جنون ،

           عشق یعنی سوختنها از درون

                    عشق یعنی سوختن تا ساختن ،

                                عشق یعنی عقل و دین را باختن

                                             عشق یعنی دل تراشیدن ز گل ،

                                                        عشق یعنی گم شدن در باغ دل

                                                                   عشق یعنی تو ملامت کن مرا،

                                                                            عشق یعنی می ستایم من تو را

                                                                      عشق یعنی در پی تو در به در ، 

                                                            عشق یعنی یک بیابان درد سر

                                                  عشق یعنی با تو آغاز سفر ، 

                                        عشق یعنی قلبی آماج خطر   

                             عشق یعنی تو بران از خود مرا ،

                   عشق یعنی باز می خوانم تو را

         عشق یعنی بگذری از آبرو ،  

عشق یعنی کلبه های آرزو

                                        عشق یعنی  ....................*

+ نوشته شده در  پنجشنبه هجدهم مرداد 1386ساعت 2:6  توسط عـــلــــی 09353830852 09352191554  | 

+ نوشته شده در  پنجشنبه هجدهم مرداد 1386ساعت 2:0  توسط عـــلــــی 09353830852 09352191554  | 

دوستت دارم کمتر از خدا و بیشتر از خودم چون به خدا ایمان دارم و به تو احتیاج!!

دستانم تشنه ی دستان توست شانه هایت تکیه گاه خستگی هایم با تو می مانم بی آنکه دغدغه های فردا داشته باشم زیرا می دانم فردا بیش از امروز دوستت خواهم داشت

می دانم روزی با تن خسته و خیس ، سوار بر قطرات درشت باران بر ناوادنهای چشمم فرود می آیی در میان انبوه مژگانم میزبان خواهم بود و در آن لحظه چشمانم را برای همیشه می بندم تا دیگر دوریت را حس نکنم

چه زيباست بخاطر تو زيستن وبراي تو ماندن وبه پاي تو سوختن وچه تلخ وغم انگيز است دور از تو بودن براي تو گريستن وبه عشق ودنياي تو نرسيدن ای كاش ميدانستي بدون تو وبه دور از دستهاي مهربانت زندگي چه ناشكيباست

شب برای چیدن ستاره های قلبت خواهم آمد. بیدار باش من با سبدی پر از بوسه می آیم و آن را قبل از چیدن روی گونه هایت می کارم تا بدانی ای خوبم دوستت دارم

عشق ور زيدن ضمانت تنها نشدن نيست

 من از طرز نگاه تو امید مبهمی دارم، نگاهت را مگیر از من...که با آن عالمی دارم!

قدر دست هایم را بیشتر دانستم و قدر چشم هایم را و تازه فهمیدم چه شكوهی دارد... ایستادن بر روی دو پا آن لحظه كه...به زمین خوردم!!!

به او بگویید دوستش دارم، به او که قلبش به وسعت دریاییست که قایق کوچک دل من درآن غرق شده، به او که مرا از این زمین خاکی به سرزمین نور و شعر و ترانه برد، و چشمهایم را به دنیایی پر از زیبایی باز کرد

کسی هست درین شهر هواخواه نگاهت نشسته است نگاهی غریبانه به راهت مبادا که نیایی...

آنقدر رفته ای که تمام درهای باز مانده به یاد تو روی پاشنه های انتظار پوسیده اند...

خندیدم ، خندید ... اشکهام را افتاد ، اونم شرشر گریه کرد !! دلم براش سوخت نازش کردم اما دستم سوخت !؟ آخه دلش گــر گرفته بود

 به او بگویید دوستش دارم، به او که صدای پایش را میشنوم، به او که لحن کلامش را میشناسم ، به او که عمق نگاهش را میفهمم، به او که .....

بوسه بر عکست زنم ترسم که قابش بشکند.قاب عکس توست اما شيشه ي عمرمن است بوسه بر مويت زنم ترسم که تارش بشکند.تارموي توست اما ريشه ي عمر من است

 معبودم سکوتم را از صداي تنهاييم بدان .. نميخوانم و نميگويم چون درونم هيچ بوده و تو آمدي برايم قصه هايي از عشق سراييدي و به من قصه باران آموختي ميداني قصه باران قصه شستن غمهاست و درون انسانها پر از غم و تنهايي است ونگاهم به باران تو افتاد و ناگهان تمام تنهاييم را فراموش کردم و به تو و داشتن تو ميبالم تنهاتر از يک برگ با باد شاديها محجورم درآبهاي سرور آور تابستان آرام ميرانم

به او بگویید دوستش دارم، به او که گل همیشه بهارمن است، به او که قشنگترین بهانه برای بودن من است وبه او که عشق جاودانه من است

کاش زندگی شعر بود تا برایش یک دنیا شعر می سرودم تا با آهنگش در خلوت بی کسی هایش هیچوقت تنها نماند کاش زندگی قصه بود تا برایش یک دریا قصه می گفتم تا همسفر با ماهیهای آزاد همیشه اقیانوس خوشبختی را پیدا کند

یادگارهای سبز سالهای بهار افشان تیک تیک لحظه های دور از تو و عبور غریبانه ترین چکاوک های عاشق... مسافر! انتقام غریبی است رفتنت!!

برای دیدن من دلت را دیده کن دیدی که تنهایم؟!

از عشق پرسیدم نام دیگر تو چیست؟ زبان سرخش را در آورد و گفت: "سر سبزی که بر باد می رود"!!!

دير گاهيست كه تنها شده ام قصه غربت صحرا شده ام وسعت درد فقط سهم من است بازهم قسمت غم ها شده ام دگر آيينه ز من بي خبر است كه اسير شب يلدا شده ام من كه بي تاب شقايق بودم همدم سردي يخ ها شده ام كاش چشمان مرا خاك كنيد تا نبينم كه چه تنها شده ام....

محبت ره به دل دادن صفاي سينه ميخواهد به ياد يکدگر بودن دلي بي کينه ميخواهد اگر دورم ز ديدارت دليل بي وفايي نيست وفا ان است که نامت را هميشه بر زبان دارم

وفا آن است که نامت را نهانی زیر لب دارم

نور دلیل تاریکی بود و سکوت دلیل خلوت، تنها عشق بی دلیل بود که تو دلیل آن شدی



دلم تنگ است دلم تنگ است دلم اندازه حجم قفس تنگ است سکوت از کوچه لبریز است صدایم خیس و بارانی است نمی دانم چرا در قلب من پاییز طولانی است

عشق کنار هم ایستادن زیر باران نیست...!!! عشق این است که یکی برای دیگری چتر شود و دیگری هرگز نفهمد چرا خیس نشد

 سر گشته ام از این همه راهی که ندارم گاهی که تو را دارم و گاهی که ندارم من مانده ام و لایق تیغی که نبودم من مانده ام و فرصت آهی که ندارم

کنار آشیان تو آشیانه می کنم فضایه آشیانه را پر از ترانه می کنم کسی سوال می کند بخاطر چه زنده ای؟ و من برای زندگی تو را بهانه می کنم

ویلیام شكسپیر میگه : زمانی كه فكر می كنی تو 7 تا آسمون 1 ستاره هم نداری یكی یه گوشه دنیا هست كه واسه دیدنت لحظه شماری می كنه...


نمي نويسم ..... چون مي دانم هيچ گاه نوشته هايم را نمي خواني! حرف نمي زنم .... چون مي دانم هيچ گاه حرف هايم را نمي فهمي! نگاهت نمي کنم ...... چون تو اصلاً نگاهم را نمي بيني! صدايت نمي زنم ..... زيرا اشک هاي من براي تو بي فايده است! فقط مي خندم ...... چون تو در هر صورت مي گويي من ديوانه ام


من پذیرفتم که عشق افسانه است این دل درد آشنا دیوانه است می روم شاید فراموشت کنم با فراموشی هم آغوشت کنم می روم از رفتن من شاد باش از عذاب دیدنم آزادباش گر چه تو تنها تر از ما می روی آرزو دارم ولی عاشق شوی آرزو دارم بفهمی درد را تلخی بر خوردهای سرد را...

اگه از بوي گلي خوشت نيومد تو رو خدا شاخه هاشو نشکون....

ميروي و من فقط نگاهت ميکنم تعجب نکن که چرا گريه نميکنم بي تو، يک عمر فرصت براي گريستن دارم اما براي تماشاي تو، همين يک لحظه باقي است و شايد همين يک لحظه اجازه زيستن در چشمان تو را داشته باشم ...

+ نوشته شده در  چهارشنبه هفدهم مرداد 1386ساعت 1:9  توسط عـــلــــی 09353830852 09352191554  | 

نه از خاکم

نه از بادم

نه در بندم

نه آزادم

نه آن لیلاترین مجنون

نه شیرینم

نه فرهادم

فقط مثل تو غمگینم

فقط مثل تو دل تنگم

اگر آبی تر از آبم

اگر همزاد مهتابم

بدون تو چه بی رنگم

چه بی تابم ...!؟؟؟؟

+ نوشته شده در  چهارشنبه هفدهم مرداد 1386ساعت 1:8  توسط عـــلــــی 09353830852 09352191554  | 

من نيرو خواستم و خداوند مشكلاتي بر سر راهم قرار داد تا قوي شوم.

من دانش خواستم و خداوند مسائلي براي حل كردن به من داد.

من سعادت و ترقي خواستم و خداوند به من قدرت تفكر و زورو بازو داد تا كار كنم.

من شهامت خواستم و خداوند موانعي بر سر راهم قرار داد تا آنها را از ميان بردارم .

من انگيزه خواستم و خداوند كساني را به من نشان داد كه نيازمند كمك بودند .

من محبت خواستم و خداوند به من فرصت داد تا به ديگران محبت كنم.

"من به آنچه ميخواستم نرسيدم اما آنچه نياز داشتم به من داده شد."

+ نوشته شده در  چهارشنبه هفدهم مرداد 1386ساعت 1:6  توسط عـــلــــی 09353830852 09352191554  | 

ای مهربان ترین

ای کاش هیچ وقت کاخ دوستیمان فرو نمی ریخت

من به عنوان یک ستون این کاخ می گویم که نمی خواستم کاخمان بریزد

اما مرا اجباری از هر سو

هر کس حرفی با من می زند گوشم از این حرف ها پر میشود

ناگهان طغیان می کنم

نمی دانم بر سر کدامین جاری شوم

بر کدامین سر پناه تکیه کنم

آخر نمی توانم در دلم بریزم

ظرف دلم پر است باور کن ذره ای جا ندارد

من به کدامین زبان با کدامین شیوه

خود را در نگاهت عاشق نشان دهم

اصلا تو مرا نمی بینی چه توقع به عشق من چقدر سخت است

میدانی فکر می کردم دروغ است اما نه

دوستت دارم

+ نوشته شده در  چهارشنبه هفدهم مرداد 1386ساعت 1:2  توسط عـــلــــی 09353830852 09352191554  | 

لعنت به این سرنوشت که این قصه رو اینجور نوشت


نفرین به این زندگی مردیم می گیم زنده ایم

شرافت سگ رو دیگه اینروزا آدم نداره

هر که بهت سلام کنه بدون لیاقت نداره

بدون هیچ بهونه ای عاشق و دیوونت می شن

اگه یه وقت قبول کنی دشمن دیرینت می شن

برای بی وفایی شون کلی واست دلیل دارن

هزار جورم بهونه و حرفای نانجیب دارن

آدما اینجورن دیگه آدما اینجورن دیگه

اگه بهت بر نخوره وصله ی ناجورن دیگه

دلم می خواست عاشقی رو با رنگ تازه بکشم

خدا رو آبی بکشم آدم و اصلا نکشم

دلم می خواست مداد من تا ابدیت بکشه

اگر که سرنوشت اینه آدم و هیچ وقت نکشه

لعنت به این سرنوشت

لعنت به این سرنوشت

+ نوشته شده در  چهارشنبه هفدهم مرداد 1386ساعت 1:0  توسط عـــلــــی 09353830852 09352191554  | 

لعنت به این سرنوشت که این قصه رو اینجور نوشت


نفرین به این زندگی مردیم می گیم زنده ایم

شرافت سگ رو دیگه اینروزا آدم نداره

هر که بهت سلام کنه بدون لیاقت نداره

بدون هیچ بهونه ای عاشق و دیوونت می شن

اگه یه وقت قبول کنی دشمن دیرینت می شن

برای بی وفایی شون کلی واست دلیل دارن

هزار جورم بهونه و حرفای نانجیب دارن

آدما اینجورن دیگه آدما اینجورن دیگه

اگه بهت بر نخوره وصله ی ناجورن دیگه

دلم می خواست عاشقی رو با رنگ تازه بکشم

خدا رو آبی بکشم آدم و اصلا نکشم

دلم می خواست مداد من تا ابدیت بکشه

اگر که سرنوشت اینه آدم و هیچ وقت نکشه

لعنت به این سرنوشت

لعنت به این سرنوشت

+ نوشته شده در  چهارشنبه هفدهم مرداد 1386ساعت 1:0  توسط عـــلــــی 09353830852 09352191554  | 

http://picturse-love.blogfa.com
+ نوشته شده در  چهارشنبه هفدهم مرداد 1386ساعت 0:57  توسط عـــلــــی 09353830852 09352191554  | 

TinyPic image

TinyPic image

TinyPic image

TinyPic image

TinyPic image

TinyPic image

TinyPic image

TinyPic image

TinyPic image

TinyPic image

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه هفدهم مرداد 1386ساعت 0:39  توسط عـــلــــی 09353830852 09352191554  | 

مشخصات پسر خوب

يک پسر خوب امضاء گواهي نامه اش خشک نشده به رانندگي خانمها گير نميدهد

يک پسر خوب کمتر با اين جمله مواجه ميشود"مشتري گرامي دسترسي شما به اين سايت مقدور نمي باشد"

يک پسر خوب بعد از تک زنگ سراغ تلفن نميره

يک پسر خوب پشت چراغ قرمز با ديدن يه خانم رديف چشماش مثه چراغهاي فولکس نميزنه بيرون Smiley

يک پسر خوب روزي چند بار به سازندگان ياهو مسنجر لعنت ميفرسته

يک پسر خوب سر کلاس تا شعاع 3 متريِ هيچ خانمي نميشينه

يک پسر خوب وقت برگشتن به خونه ماشينش بوي ادکلن زنونه نميده

يک پسر خوب هيچ وقت پاي تلفن از اين کلمات استفاده نميکنه:"ساعت چند" "کي مياي" "کجا" "دير نکني

يک پسر خوب وقتي مياد خونه قرمزي رژ در هيچ نقطه از صورتش مشاهده نميشه

يک پسر خوب زماني که کسي ميخواهد از عرض خيابان عبور کند تعداد دنده را از 1 به 4 ارتقاء نداده و قصد جان عابر را نميکند

يک پسر خوب زماني که يک دختر خانم راننده ميبيند ذوق زده نشده و در صدد عقده اي بازي بر نمي آيد

يک پسر خوب که ژيان سوار ميشود روي بنز همسايه با سوئيچ ماشين نقاشي نميکشد

يک پسر خوب زماني که تصادف ميکند همانند قبائل زامبي وحشي بازي در نمي آورد

يک پسر خوب هر روز بعد از کلاس درس به نمايندگي از راهداري و شهرداري خيابانهاي شهر را متر نميکند

يک پسر خوب به محض ديدن يک دختر خانم متين با شلوار برمودا و مانتو تنگ کوتاه و شال باز دهانش به سان آبشار و چشمانش همانند چشمان وزغ نميشود

يک پسر خوب دکمه هاي پيراهنش را از يک متر زير ناف تا زير چانه کاملا بسته و با سنجاق قفلي محکم ميکند

يک پسر خوب به محض ديدن دختر همسايه رنگش لبوي شده و چشمش را به آسفالت ميدزود

يک پسر خوب روزي 10بارهوس بردن نذري به دم در خانه همسايه که تصادفا دختر دم بخت دارند را نميکند

+ نوشته شده در  سه شنبه شانزدهم مرداد 1386ساعت 14:25  توسط عـــلــــی 09353830852 09352191554  | 

چشمهایم

    که در برهوت وداع                 

                           آب می شدند

                                           تو را

                                           با ترانه های باران

                                                                سرودم

+ نوشته شده در  سه شنبه شانزدهم مرداد 1386ساعت 14:23  توسط عـــلــــی 09353830852 09352191554  | 

مي توان صاف و ساده بود مثل ابر بهاري

 مي توان عاشق بود مثل شقايق هاي سرخ دشت هاي بي انتها

مي توان صادق بود مثل معصوميت و نگاه بي گناه يک کودک

 مي توان با گذشت بود مثل آبي و بي کران

مي توان کينه ها را به دريا سپرد و بي ريا بود مثل اشعار حافظ

مي توان ......  

+ نوشته شده در  سه شنبه شانزدهم مرداد 1386ساعت 14:22  توسط عـــلــــی 09353830852 09352191554  | 

حسرت دیدار تو در خاطرم جا مانده است

  آن نگاه گاه گاهت وه چه زیبا مانده است


  روزهای انتظارم را تو پایانی بیا

  باز هم احساس من تنهای تنها مانده است


  ای دو دست آشنا بر شانه های خسته ام

  نغمه لالایی ات در اوج معنا مانده است


  می روی از خاطرات سبز من اما کجا

  طعم طبع واژه ات در بغض من جا مانده است


  رفتی و چشمان من در رد پایت گم شدند

  بی حضورت پیکرم بی خشم اینجا مانده است


  منتظر می مانم اینجا تا بیایی خوب من

  گرچه از عمرم همین امروز و فردا مانده است

+ نوشته شده در  سه شنبه شانزدهم مرداد 1386ساعت 14:20  توسط عـــلــــی 09353830852 09352191554  | 

  از زندگی - از این همه تکرار خسته ام
 از های و هوی کوچه و بازار خسته ام

دلگیرم از ستاره و آزرده ام ز ماه
امشب دگر ز هر که و هر کار خسته ام

دلخسته سوی خانه تن خسته میکشم
 آوخ ... کزین حصار دل آزار خسته ام 

 بیزارم از  خموشی تقویم روی میز
 وز دنگ دنگ ساعت دیوار خسته ام 

 از او که گفت یار تو هستم ولی نبود
از خود که بی شکیبم و بی یار خسته ام 

 تنها و دل گرفته و بیزار و بی امید
 از حال من مپرس که بسیار خسته ام

+ نوشته شده در  سه شنبه شانزدهم مرداد 1386ساعت 14:19  توسط عـــلــــی 09353830852 09352191554  | 

ناله غم زدگان شب هجران اینست
بی تو ای یار کرامات چه سودی دارد

 

****

در اوج خیال تو شبی سخت گذشت
بر من نه دمی که عمر پر درد گذشت

آیا تو به این قافله عمر مجالی دادی؟
اینگونه درین حسرت یک وصل گذشت


 

 

خدایا شکرت

اي خدا غصه نخور،از تو فراری نشدم.
بعد از آن حادثه، در کفر تو جاری نشدم.
با وجودي که به حکم تو دلم زخمی شد،
شاکی از اينکه مرا دوست نداری نشدم!
ابر را چوب همين سادگی اش ويران کرد،
من که ويرانتر از اين ابر بهاری نشدم.
ای خدا غصه نخور، باز همين می مانم.
من زمين خورده ی اين ضربه ی کاری نشدم.
هرکه می خواست مرا از تو جدا سا زد، ديد،
هرچه کردی  تو به من از تو فراری نشدم!!!!
 
+ نوشته شده در  سه شنبه شانزدهم مرداد 1386ساعت 14:16  توسط عـــلــــی 09353830852 09352191554  | 

 
 

بي تو مهتاب شبي باز از آن كوچه گذشتم

همه تن چشم شدم خيره به دنبال تو گشتم

شوق ديدار تو لبريز شد از جام وجودم

شدم آن عاشق ديوانه كه بودم 

در نهانخانه ي جانم گل ياد تو درخشيد 

باغ صد خاطره خنديد

عطر صد خاطره پيچيد

يادم آمد كه شبي با هم از آن كوچه گذشتيم

پرگشوديم و در آن خلوت دلخواسته گشتيم

ساعتي بر لب آن جوي نشستيم

تو همه راز جهان ريخته در چشم سياهت

من همه محو تماشاي نگاهت

آسمان صاف و شب آرام

بخت خندان و زمان رام

خوشه ماه فرو ريخته در آب

شاخه ها دست برآورده به مهتاب

شب و صحرا و گل و سنگ

همه دل داده به آواز شباهنگ

يادم آيد : تو به من گفتي :

از اين عشق حذر كن!

لحظه اي چند بر اين آب نظر كن

آب ، آئينه عشق گذران است

تو كه امروز نگاهت به نگاهي نگران است

باش فردا ،‌ كه دلت با دگران است!

تا فراموش كني، چندي از اين شهر سفر كن!

به تو گفتم :‌

حذر از عشق ندانم!

سفر از پيش تو؟‌

هرگز نتوانم!

روز اول كه دل من به تمناي تو پر زد

چون كبوتر لب بام تو نشستم،

تو به من سنگ زدي من نه رميدم، نه گسستم

باز گفتم كه: تو صيادي و من آهوي دشتم

تا به دام تو درافتم، همه جا گشتم و گشتم

حذر از عشق ندانم

سفر از پيش تو هرگز نتوانم، نتوانم...!

اشكي ازشاخه فرو ريخت

مرغ شب ناله ي تلخي زد و بگريخت!

اشك در چشم تو لرزيد

ماه بر عشق تو خنديد،

يادم آيد كه از تو جوابي نشنيدم

پاي در دامن اندوه كشيدم

نگسستم ، نرميدم

رفت در ظلمت غم، آن شب و شب هاي دگر هم

نه گرفتي دگر از عاشق آزرده خبر هم

نه كني ديگر از آن كوچه گذر هم!

بي تو اما به چه حالي من از آن كوچه گذشتم...

+ نوشته شده در  سه شنبه شانزدهم مرداد 1386ساعت 9:34  توسط عـــلــــی 09353830852 09352191554  |