ای دی mahan_alkoli فعلا خداحافظ
با سلام خدمت فاطمه خانم گل گلاب وسر سبد زندگيم
ببخشيد كه خونه نيستم زنگ مي زني چون سر كار هستم
امروز 3/6/85 است واز همين الان كه 18 روزبه تولدت مونده است را هر
روزش را سر شماري ميكنم كه 21 شهريور كي فرا ميرسد كه من و تو با هم
بيرون برويم واين روز را جشن بگيريم
پيشاپيش تولت را تبريك عرض مي كنم
با سلام خدمت همه كساني كه ميخواهند با كسي دوست بشن يا اينكه دوست هستن
من علي هستم از كرج ميدان آزادگان
ميخواهم بگم همه ي اونايي كه نوشته بودم در مورد دوستي من وفاطمه خانوم همش نبود بگذاريد كامل برايتان بنويسم.
آره چند روزي نبود كه در خيابان جمهوري شمالي در كرج ميگشتم با دوستم كه يه روز دختري راديدم كه با
برادرش به طرف باجه تلفن ميرفتند وبعد ازاين كه برگشت با خودم فكر كردم گفتم يعني اين بخت است يا اقبال چون
برادرش پيشش بود نتونستم جلو بروم .
تا اينكه اون روز گذشت وفردا صبح من به آنجا رفتم اما اونو پيدا نكردم گفتم با خودم فكر كردم كه ديگه رفته وبچه
اينجا نبود .
تا اينكه يه روزدرتاريخ 3/10/84 من اونو ديدم اگه گفتين كجا ؟
درسته همون جايي كه هرروز مشستيم با بچه ها صحبت ميكرديم.
اونو ديدم اما اول خجالت كشيدم اما بعد از اين كه از بالا داشت ميامد پايين با خودم گفتم كه اين آخرين شانس است
وقتي كه اون از بالا مي آمد ومن با خونسردي روي ميله نشسته بودم تا اينكه او از كنار من رد شد ومن قلبم تند تند
ميزد به او گفتم بين كوچه بايست واون هم حرف من را گوش كرد وايستاد وتا وقتي من را ديد به من گفت بيا داخل
كوچه روبرويي من هم رفتم اول سلام كردم وجلو رفتم تا اينكه به او گفتم اسمت چيه ؟ گفت فاطمه گفتم اسم منم
نميخواهي بدوني گفت چرا گفت اسمت چيه ؟ گفتم علي و گفتم اگه دروغ ميگم بيا اينم راستش گواهينامم را در
آوردم و به او نشون دادم گفتم ديدي دروغ بهت نگفتم گفت من بهت اطمينان كردم وبعد بهش گفتم ميتونم چند دقيقه
وقتتون را بگيرم گفت بفرما وشروع كردم وگفتم مي خوام با شما دوست بشم گفت گفت زود باش چون عجله داشت
گفت شماره بده بهت زنگ ميزنم من هم بهش گفتم وخدا حافظي كرديم تا اينكه اون زنگ به خونه ما ميزد نگو اشتباه
ميگرفت شماره مارا چون گفته بود بگو حفظ ميكنم شمارتوتا اينكه پس از چند روز منو همون جا ديد وگفت شمارت
كه اشتباه بود ومن هم گفتم چرا زنگ نزدي گفت من زنگ زدم اما يه نفر بر ميداشت ميگفت اشتباه است من دوباره
شمارمو براش نوشتم وبه او دادم گفتم زنگ بزن او زنگ زد بعداز ظهر همان روز تا اينكه قرار گذاشتيم بيرون
همديگر را ببينيم او هم موافقت كرد اين بود كه من با فاطمه عزيزم دوست شدم
به عشق وعشقت وفادار مثل ليلي و مجنون باش
با تشكر علي كمالپور هستم ازكرج ميدان آزادگان بلوار امام رضا
خواننده : رضا صادقي
خنده های زورکی » اشک های یواشکی » شب و روزی بی هد ف
لحظه های الکی » تیکه تیکه خط به خط » رج به رج مهر تنت
سربلندی واسه عشقه » توی میدون موندنت » باخته ها تموم میشن
وقت بردن میشه باز » مهربونی خشت و گل » خونه عشق و بساز
نگو که خسته شدی » مرغ پر بسته شدی » راه فردا رو باید رفت
نگو پا بسته شدی » یک شب بارونی بسه » برای از نو تر شد ن
یک گل شمعدونی بسه » برای عا شق تر شد ن » یک شب بارونی بسه
برای از نو تر شد ن » یک گل شمعدونی بسه » برای عا شق تر شد ن
خسته ام از اين حرفهای تكراری
شب هايم پر شده از كابوس هق هق و ...
من اما
سنگ شده ام!
نگاه اولت بر من اثر کرد نگاه دومت دیوانه ام کرد نگاه سومت عاشق ترم کرد نگاه اخرت
خاکسترم کرد !!!!!
نامت را به من بگو دستت را به من بده
حرفت را به من بگو قلبت را به من بده
من ریشه های ترا دريافته ام با لبانت برای همه لبها سخن گفته ام
و دستهايت با دستان من آشناست!
سفر عاشقي
فقط یک ثانیه تا لحظه صفر عاشقی
لحظه میلاد تو
و من هنوز در انتظار طلوع فردا
که با میلاد تو آغاز شود تپش قلب خسته ام دوباره
تو هم در این انتظار با من باش
امروز
امروز قلم به یاد تو می رقصد
این بید دلم به یاد تو می رقصد
از جشن تولد لبت تا امروز
صد بوسه به امتداد تو می رقصد
اگه يه روز
اگه یه روز بغض گلوت رو فشردبهت قول نمی دم که می خندونمت
ولی می تونم باهات گریه کنم
اگه یه روزنخواستی به حرف کسی گوش کنی بهم بگو.......
قول می دم که خیلی ساکت باشم
اگه یه روزخواستی در بری حتما خبرم کن قول نمی دم که ازت بخوام بمونی
اما میتونم باهات بدوم
اگه یه روز سراغم رو گرفتی و خبری ازم نشد سری بهم بزن
احتمالا بهت احتیاج دارم
اما اگه یه روز رفتی و دیگه برنگشتی بهت قول نمی دم که منتظرت می مونم
اما ازت می خوام وقتی اومدی یه شاخه گل واسه رو قبرم باخودت بیاری
مترسك
باورم کن من هنوز مترسک باغ جنونم
عمریه مسافری و من هنوز غرق سکوتم
خیلی سخته که بدونم نمی خوام اینجا بمونم
داغ میوه های نارس آتیش انداخته به جونم
دست تقدیر تورو برده سرنوشتمو می دونم
تو می دونی جون باغ و باغبون بسته به جونم
اون کلاغی که می گفتی اومده چشمامو برده
دکمه های پیرهنت رو به تن جاده سپرده
دیگه این دل گله ها مرهم تنهایی من نیست
دل نبستن و نرفتن دیگه دریایی شدن نیست
تو بدون باز تو سرم رویای پوشالی زیاده
رسم زندگی همینه گاهی سخته گاهی ساده
ميكشمت
ميكشمت اگه يه روز با قريبه ببينمت
گل مني نمي زارم كس ديگه بچيندت
گولم زدي اما بدون يه روز سراغ تو ميام
با خنجري تشنه واسه سينه ي داغ تو ميام
ميميرمو ميسوزم ازاين حيله ها نيرنگ تو
مگه چه كردم بادلت عمري بودم تو چنگ تو
قانون تو تو عاشقي حبس
مي كوشمت دستم بهت برسه
سرگرمي
سرگرمي تو شه بازي با اين دل غمگينو خصتم
يادت نمياد اون همه قولو قرارايي كه با تو بستم
با اين همه ظلم تو ببين باز چه جوري پاي اين همه قولو قرارام من نشستم
نشكن دلمو به خدا آهم ميگيره دامنتو عاقبت يه روز
نگو بيخبري نگو نميدوني دلم پراز يه نفرين سينه سوز
نگوبيخبري نگونميدوني وقتي كه نيستي گريه شده كار دل عاشق شب وروز
ديوونه نكن دلمو آهم ميگيره دامنت عاقبت يه روز
نگو بيخبري نگو نميدوني دلم پراز يه نفرين سينه سوز
نگوبيخبري نگونميدوني وقتي كه نيستي گريه شده كار دل عاشق شب وروز
خيلي بد شد كم آوردم
پيش تو باز كم آوردم خيلي بد شد قسم دروغي خوردم خيلي بد شد
با غريبه منو ديدي خيلي بد شد پشت من چيا شنيدي خيلي بد شد
به تو گفتم مثل تو زياد اما واسه تو داشتم ميموردم تو را با اون يكي ديدم كم آوردم
365 روز سال
تو كه 365روز سال 364 روزشو دربه دري
برو چترتو سر يكي ديگه وا كن ديگه حوصله منو داري سر ميبري
دو برادر
روزي روزگاري بود دو رفيق دوتا داداش
باباشون دستشونو باز توي دست هم گذاشت
به كوچيكه سپرد كه اون بزرگر را ول نكنه
تا يه روزيه جا توي چنگيني كنه صداش
باباه پر كشيدوو رفت رفتش به سوي آسمون
موندني دوتا داداش تنهايي توي كهكشون
دوتايي بعد نگاه آسمون گفتن بابا بابا
ما ميخوايم با هم بريم به دشت كربلا
خدانصيب هيچكي نا رفيق نكنه
آينه
توي آينه خودتو ببين چه زود زود
توي جووني غصه اومد سراقت پيرت كنه
نزاركه اوج جووني غبار غم
بشينه رودلت يه هوپيروزمين گيرت كنه
منتظرش نباش ديگه اون تنها نيست
تاآخرعمرت اگه تنها باشي اون نمي ياد
خودش ميگفت يه روز مي زاره ميره
خودش ميگفت يه روز خاطربا تو مي بره از ياد
آخه دل من دل ساده ي من
تا كي ميخوايي خيره بموني روي عكس روي ديوار
آخه دل من دل ديوونه من
ديدي اونم تنهات گذاشت بعديه عمرعازگار
آخه دل من دل ساده ي من
تا كي ميخوايي خيره بموني روي عكس روي ديوار
زمين گرمم كمته توكه ميگفتي بهتري
بار خودتو بستيووديگه ميخواي ببري
همسفر زندگيم فاطمه جان پيشاپيش روز تولدت را تبريك
مي گويم وانشاالله كه در زندگيت موفق وپيروز باشي
باتشكر يار هميشگي تو علي يه آدم ريشوووو
تو خوده نمره ي 20 توخود نمره ي 20
توخوده نمره ي 20 تومثل هيچ كسي نيستي
كسي مثل تو نديدم توي قصه ام نشنيدم
نه قديما ونه حالا هيچكي نيست اون قد بالا
كسي مثل تو بلد نيست هم بخواد 1 باشه هم 20
توركادو را شكستي توي هر قلبي نشستي
اگه عشق مني
چرا خورشيد ميتابه چرا ميچرخه زمين
عشق من بگو چرا تو فقط بگو همين
چرا خورشيد ميتابه چرا ميچرخه زمين
عشق من بگو چرا تو فقط بگو همين
اگه عشق من تو نيستي اگه عشق من تو نيستي
اگه عشق من تو نيستي چرا ميلرزه تنم
چرا از نبودنت خيلي ساده ميشكنم
اگه عشق من تو نيستي چرا ميميرم برات
من چرا زنده ميشم واسه ديدن چشات
با تشكر
با تشكر از شما ميخوام بگم سايتون زياد شده از سرما
با شما ترانه عاشق ترينه
با تشكر از شما مي خوام بگم كه ما تنها بزاريد
فداي سرت
رفتي نموندي بي وفا انگار اثر نداشت دعام
قلب منو شكستي و غصه نخور فداي سرت
گفتي كه چاره سفر گفتي دعا بي اثر
نگاهم روز به در غصه نخور فداي سرت
فداي سرت اگه من خيلي تنهام فداي سرت اگه گريون چشمام
فداي يرت اگه دلمو شكستي
فداي سرت
اگه بهت ميگم دوست دارم
اگه پيشه همه بهت ميگم دوست دارم منو ببخش
اگه بگم دوست دارم چون نمتونم از اين همه خوبي بگذرم
اگه ميگم دوست دارم چون فقط تورا دارم دوست دارم
اگه بگي دوستم داري منم ميگم دوست دارم
ميميرم برات تو كه نميدونستي كه ميسوزم بدون چشات
تو كه نميدونستي ميميرم بدون چشات
آرزومه كه ميدونستي كه به ساز صدات
رفتي از برم كه تو نميدونستي ميميرم بات
عاشقم هنوزنميخوام بموني به ساز دلم
برو راهي نيست تا بر خوشگلم
اگه ميري تو از اين شهر دور
نميخوام بياد و تو حروم بشي
ميميرم برات ميميرم برات
دلبر
دلبر شيرين نازنين يارم
بس كن بيش از اين نده آزارم
تو ماه مني جونوعمرم يارم
من منتظرم برسه لحظه ديدن
يارو ياور همه دلبرم
در كلبه ي عشق عشقو من با تو شناختم
والا هر چي از خوبيات بگم ازت كمه
دلبر شيرين خوب من يارم من منتظرم برسه لحظه ديدن
تنها تويي همسفرم
همسفر زندگيم فاطمه جان پيشاپيش روز تولدت را تبريك
مي گويم وانشاالله كه در زندگيت موفق وپيروز باشي
باتشكر يار هميشگي تو علي يه آدم ريشوووو
دوست دارم خيلي زياد دوست دارم دوست دارم
I LOVE YOU
با سلام خدمت فاطمه خانم گل گلاب وسر سبد زندگيم
ببخشيد كه خونه نيستم زنگ مي زني چون سركارهستم
امروز 3/6/85 است واز همين الان كه 18 روزبه تولدت مونده است را
هر روزش را سر شماري ميكنم كه 21 شهريور كي فرا ميرسد
كه من و تو با هم بيرون برويم واين روز را جشن بگيريم
پيشاپيش تولت را تبريك عرض مي كنم
با سلام خدمت همه كساني كه ميخواهند با كسي دوست بشن يا اينكه دوست هستن
من علي هستم از كرج ميدان آزادگان
ميخواهم بگم همه ي اونايي كه نوشته بودم در مورد دوستي من وفاطمه خانوم همش نبود
بگذاريد كامل برايتان بنويسم.
آره چند روزي نبود كه در خيابان جمهوري شمالي در كرج ميگشتم با دوستم كه يه روز دختري
راديدم كه با برادرش به طرف باجه تلفن ميرفتند وبعد ازاين كه برگشت با خودم فكر كردم گفتم
يعني اين بخت است يا اقبال چون برادرش پيشش بود نتونستم جلو بروم .
که ديگه رفته وبچه اينجا نبود .
تا اينكه يه روزدرتاريخ 3/10/84 من اونو ديدم اگه گفتين كجا ؟
درسته همون جايي كه هرروز مشستيم با بچه ها صحبت ميكرديم.
اونو ديدم اما اول خجالت كشيدم اما بعد از اين كه از بالا داشت ميامد پايين با خودم گفتم كه اين
آخرين شانس است وقتي كه اون از بالا مي آمد ومن با خونسردي روي ميله نشسته بودم تا
اينكه او از كنار من رد شد ومن قلبم تند تند ميزد به او گفتم بين كوچه بايست واون هم حرف
من را گوش كرد وايستاد وتا وقتي من را ديد به من گفت بيا داخل كوچه روبرويي من هم رفتم
اول سلام كردم وجلو رفتم تا اينكه به او گفتم اسمت چيه ؟ گفت فاطمه گفتم اسم منم نميخواهي
بدوني گفت چرا گفت اسمت چيه ؟ گفتم علي و گفتم اگه دروغ ميگم بيا اينم راستش گواهينامم
را در آوردم و به او نشون دادم گفتم ديدي دروغ بهت نگفتم گفت من بهت اطمينان كردم وبعد
بهش گفتم ميتونم چند دقيقه وقتتون را بگيرم گفت بفرما وشروع كردم وگفتم مي خوام با شما
دوست بشم گفت گفت زود باش چون عجله داشت گفت شماره بده بهت زنگ ميزنم من هم بهش
گفتم وخدا حافظي كرديم تا اينكه اون زنگ به خونه ما ميزد نگو اشتباه ميگرفت شماره مارا
چون گفته بود بگو حفظ ميكنم شمارتوتا اينكه پس از چند روز منو همون جا ديد وگفت شمارت
كه اشتباه بود ومن هم گفتم چرا زنگ نزدي گفت من زنگ زدم اما يه نفر بر ميداشت ميگفت
اشتباه است من دوباره شمارمو براش نوشتم وبه او دادم گفتم زنگ بزن او زنگ زد بعداز ظهر
همان روز تا اينكه قرار گذاشتيم بيرون همديگر را ببينيم او هم موافقت کرد
اين بود كه من با فاطمه عزيزم دوست شدم
به عشق وعشقت وفادار مثل ليلي و مجنون باش
با تشكر علي كمالپور هستم ازكرج ميدان آزادگان بلوار امام رضا
خواننده : رضا صادقي
خنده های زورکی » اشک های یواشکی » شب و روزی بی هد ف
لحظه های الکی » تیکه تیکه خط به خط » رج به رج مهر تنت
سربلندی واسه عشقه » توی میدون موندنت » باخته ها تموم میشن
وقت بردن میشه باز » مهربونی خشت و گل » خونه عشق و بساز
نگو که خسته شدی » مرغ پر بسته شدی » راه فردا رو باید رفت
نگو پا بسته شدی » یک شب بارونی بسه » برای از نو تر شد ن
یک گل شمعدونی بسه » برای عا شق تر شد ن » یک شب بارونی بسه
برای از نو تر شد ن » یک گل شمعدونی بسه » برای عا شق تر شد ن